صندلی هشتم
امرداد ماه 1379

فروپاشی اقتدار ملت ايران قبل از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی؟!


چندی پيش در اجتماعی بزرگ از همه¬ی کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ايران که حتی بسياری از بانوان وابسته به بيت¬های رهبری سابق و لاحق نيز حضور داشتند. رهبر نظام جمهوری¬اسلامی شرح مبسوطی پيرامون چگونگی و دلائل و آثار طرح فروپاشی اتحاد جماهير شوروی سابق بيان نمود. ايشان در اين اظهارات مبسوط نتيجه گرفتند که: «... اين سيد اوليا پيغمبر (خاتمی) گورباچف نيست و نظام جمهوری اسلامی هم اتحاد جماهير شوروی نمی¬باشد...»
به نقل از مضمون


پيرامون اين مهم بيام مطلبی چند ضرور است:


1- زمانی پيش از آن، مقارن با برپايی کنفرانس سران هفت کشور صنعتی جهان يعنی دولت¬های (آمريکا،انگليس، ژاپن، آلمان، ايتاليا، فرانسه و کانادا که بهتر است اين هفت دولت را به نام ديرين آنها که برای ما ايرانيان و بسياری از کشورهای جهان ستم کشيده و همه¬ی غارتگران و غارت¬شدگان جهان روشن است عنوان کشورهای استعماری بيان کنيم يعنی رؤسای دولت¬های شرکت کننده در کنفرانس جنايتکار گوآدوالپ کنفرانسی که در آن تصميم جهان استعمارگر برای براندازی مديريت وقت ملت ايران در زير عنوان بردن شاه و آوردن دوره¬ای: آنچه آنان انقلاب می¬ناميدند انجام شد.

در اين کنفرانس که محور اصلی آن هفت دولت استعماری و غارت¬گر فوق¬الذکر هستند در کنار صندلی¬های سران دولت¬های هفت¬گانه¬ی مزبور «صندلی هشتم» يعنی صندلی ديگری قرار دادند که قبلاً آقای يلتسين روی آن تکيه زد و اکنون پوتين رئيس جمهور وقت دولت فدرال روسيه بر آن صندلی قرار می¬گيرد؟!


2- بنابراين فروپاشی اتحاد جماهير شوروی که شرح و تفضيل آن را با تحليلی توأم با نکته¬سنجی رهبری نظام حاکميت فرقه¬ای بيان داشتند، چنين نتيجه داد که در کنار هفت صندلی قطب غارتگران جهانی، صندلی ديگری نيز قرار گرفت و پوتين، رئيس جمهوری دولت فدرال روسيه که زمانی به عنوان محور قطب دوم جهان، عنوان مبارزه¬ی جهانی کارگران و رنجبران را داشت تکيه زد و در واقع بار ديگر در تاريخ جامعه¬ی بشری قطب گسترده و حاکميت ظالمانه¬ی جهانی، تمدن غرب، به طور کلی با همان ستمگری¬ها و خودکامگی¬های دوران امپراتوری روم تا پس از آن، شکل گرفت.


3- آقای خامنه¬ای به تحليل خاص و دقيق طرح از هم¬پاشی اتحاد جماهير شوروی پرداختند ولی ايشان به اين نکته اشاره ننمودند که پيش از طرح فروپاشی اتحاد جماهير شوروی که سال¬های بسيار بود از طرف قدرت¬های استعماری دنبال می¬شد، چرا و چگونه طرح از هم¬پاشی قدرت عظيم فرهنگی، سياسی و نظامی ملت بزرگ ايران در اين منطقه از جهان اجرا گرديد؟ بهانه¬ی چنين طرحی مبارزه با ديکتاتوری شاه؟! و پايين کشيدن او از تخت سلطنت بود که می¬دانستند سخت بيمار است و آخرين روزهای حيات خود را می¬گذراند.


4- در اين منطقه از جهان بارديگر بر محور فرهنگ ديرين و ظرفيت¬های گوناگون علمی جغرافيايی، اقتصادی، نيروهای انسانی، بسيج وسيع و بی¬مانند نظامی در درياها و آسمان¬ها و زمين قدرتی شکل گرفته بود که اين قدرت از شاخ گرفته تا مدار هفده درجه در اقيانوس هند، از سرزمين¬های اروپا گرفته تا آفريقای جنوبی، از شبه قاره¬ی هند گرفته تا مناطق استعمار شده توسط روسيه، دست¬اندرکار کسترش نفئذ فرهنگی و سياسی و نظامی خود بود. پايه¬ی اين گسترش، فرهنگ همه انسانی و ايرانی و در نتيجه حرکت مجدد به سوی برپايی تمدنی بزرگ برای صيانت از حقوق همه¬ی اقوام و تيره¬های انسانی بود.


5- با وجود حضور ده¬ها کانون فساد و تباهی و صدها عوامل وابسته به فراماسونری و صهيونيسم و کمونيسم بين¬الملل و ديگر عوامل توطئه¬های جهانی، امور در مسير تغييرات و تحولات کلی بين¬المللی پيش می¬رفت. برپايی چندين نيروگاه اتمی، فراهم ساختن عظيم¬ترين نيروی دريايی، زيرآب و روی آب، گسترش چشمگير کارخانه¬ها و صنايع گوناگون، زيرپوشش گرفتن تمامی منطقه به وسيله آفريقای جنوبی و هند و ديگر مناطق، اين¬ها همه نمونه¬هايی از ايجاد قدرت ملی بزرگ و بافرهنگ بود که بار ديگر جهان سياه کار بنيان گرفته بر فرهنگ ضدانسانی سزار و روم را تهديد می¬نمود.


6- آنچه عامل تهديد شونده در اين منطقه از جهان بود، طرح¬های صهيونيسم بين¬المللی و اهداف جهانی آن می¬بود. صهيونيسم برای اجرای برنامه¬ی جهانی خود می¬بايست سرپرست و اداره کننده¬ی اين منطقه از جهان لاقل از نيل تا فرات باشد، برابر چنين طرحی نه قدرت اردن قابليت معارضه داشت و نه مصر و يا سوريه و يا دولت¬های ديگر به اصطلاح عربی، قدرت معارض با طرح صهيونيسم بين¬المللی، قدرت عظيم و فرهنگ آفرين ملت بزرگ ايران بود.

بنابراين از ديدگاه صهيونيسم بين¬الملل و مدافعان و همکاران آن که مالا به ايجاد طرح دهکده¬ی جهانی وی انجاميد، می¬بايست قدرت ملت ايران را از هم پاشيد، پس طرح فروپاشی اقتدار ملت ايران، قبل از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، در دست اجرا قرار گرفت.


7- هرگاه قدرت ملت ايران با همان ابعاد و کيفيات وجود می¬داشت و اتحاد جماهير شوروی از هم پاشيده می¬شد، آنگاه تمامی سرزمین¬های قفقاز و آسيای مرکزی به محور اصلی و سرزمين مادری يعنی ايران می¬پيوستند، آنگاه اتحاد بزرگ اقوام ايرانی و تيره¬های فرهنگی و مذهبی وابسته به آن، بارديگر محور ايجاد قدرت ضداستعمار جهان می¬شد، آنگاه به ناچار در کنفرانس¬هايی از اين قبيل، قدرت ملت ايران بر روی صندلی هشتم تکيه می¬زد و به دفاع از جهان استعمارزده و صيانت از حق و عدالت برابر جهان ستمکار و ضدفرهنگ انسانی می¬ايستاد و آن نتيجه¬ای بود که هرگز قدرت¬های استعمارگر و ضدانسانی و نيز فرهنگ¬ اسلاوها طالب وقوع چنين رخدادی نبودند.


8- بدين¬سان پيش از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و پيش از آنکه شاه بيمار ايران خرقه تهی کند وسيع¬ترين توطئه بين¬المللی که نه تنها در تاريخ ملت ايران بلکه در تاريخ جهان بی¬مانند است، در دست اجرا قرار گرفت. متأسفانه تيرک و به قول خطبای منبرها «عمود» اين فاجعه بزرگ تاريخی را باورهای وسيع مذهبی مردم قرار دادند و شد آنچه نبايد می¬شد؟! به قول فردوسی شاعر بزرگ ايران بار ديگر تخت با منبر برابر شد! غم¬انگيزتر آنکه مردم چونان گوسفندان شدند و ولی فقيه چونان چوپان و شبان؟!


9- همه¬ی سياست¬های استعماری و گردانندگان کنفرانس گوآدولوپ می¬خواستند پس از درگذشت شاه اين سناريوی وحشت و فروپاشيدن به دست ملت ايران انجام گيرد زيرا معلوم نبود پس از درگذشت شاه آنچه از مديريت ايران، باقی می¬ماند رضايت به انجام اين برنامه¬های وحشت¬انگيز و خسران بار می¬داد. هنگامی که برنامه¬ها انجام گرديد و پس از آنکه همه¬ی نهادهای نظامی، اقتصادی، سياسی و فرهنگی ملت بزرگ ايران درهم کوبيده شد، پس از آنکه از پشت¬بام مدرسه¬ی رفاه گرفته تا دورافتاده¬ترين مناطق ايران، اعدام¬های سياه، انجام گرفت، پس از آنکه جغدها بر روی ويرانه¬های کاخ¬های عظمت ملت ايران نشستند، آنگاه به حيات جسمانی شاه پايان دادند؟!


نتيجه:


اين پايان ماجرای تاريخ نيست. ملت ستم کشيده¬ی ايران بارديگر به پا خواهد خاست و رزم ضداستعمار و ضد ظلم و ستم جهانی، بر محور فرهنگ ايرانی و قيام اقوام ايرانی، جهانيان را بيدار خواهدساخت. در اين رزم ضداستعمار است که نهضت رهايی بخش پان ايرانيسم، کوشش¬ها را دنبال می¬کند و همچنان پيام¬آور مقاومت بزرگ تاريخ است.


پاينده ايران
تهران مرداد ماه 1379

 

 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
    
 
کلمات کلیدی :    محسن پزشکپور    حزب پان ایرانیست    پان ایرانیسم    اتحاد جماهیر شوروی    گوادلوپ    صهیونیسم
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : سه شنبه 30 آبان 1396