راهی که ملت ایران را بردند
مصطفا لطفی کیان
1391

صدا و سیمای انقلاب همچون سال های قبل سنگ تمام گذاشته است تا در ورای همه بخور بخورها واقعه 57 را شیرین و مبارک جلوه دهد در حالی که مردم سال هاست این ده روز را دهه زجر می نامند. زجر شنیدن دروغ های شاخدار و لمس واقعیت های گزنده. میهن پر نعمت و آرام پیشین، سال هاست که به دنبال آرامش و برکت از دست رفته می گردد. ساختن برنامه ای تحت نام "راهی که آمدیم" داستان راهی بود که مردم را به درجه یک و دو و خودی و غیر خودی تقسیم کرد. راه 57 راهی بود که ملت تقسیم به مسلمان و غیر مسلمان و شیعه و سنی و اقشار و طبقات شدند. راه واقعه 57 راهی بود که مهندسی معکوس اجتماعی به جان تار و پود یک ملت کهن و بند و بست های یک سرزمین باستانی افتاد. راهی که طی شد راهی بود که طی آن انواع مافیاهای کوچک و بزرگ ظاهر شدند و ظاهر و باطن کشور برای حفظ منافع این باندهای مافیایی تغییر شکل داده شد. در گام اول راه رسمن حقوق مادر و همسر و دختر ایرانی نصف پدر و شوهر و پسر ایرانی شد و در گام اخیر رسمن دستیار ویژه رئیس جمهوری در امور اقوام، مذاهب و اقلیت های دینی تعیین شد. همه این ها را می توان چیزی به جز تفرقه افکنی نامید؟

انقلابیون در این سی و پنج سال هر چه خواستند با جامعه متنوع، شاد، کاری و اهل تساهل و تسامح ایران کردند تا آن را به شکل قلعه ای از تعصب برای دشمن تراشی و اهداف ایدئولوژیک درآورند. آمارهایی که بلندگوهای انقلاب ارائه می دهند نتوانسته اند فساد مدیران و مسئولان را مرتفع کنند و به خودکفایی در تولید بنزین و گندم و رفع تورم و بیکاری و صادرات مواد خام و واردات آشکار و پنهان کالاهای غیر ضروری بیانجامند. بخشی از اپوزوسیون که در واقع باید آن ها را اپوزوسیون سرزمین و ملت ایران نامید هم در ضدیت با نظام شاهنشاهی ایران با صدا و سیما جلو می آیند ولی پس از آن خط خود را جدا کرده و معتقد به دزدیده شدن انقلاب و منحرف شدن آن می شوند یا می گویند که نه آن دوره خوب بود نه این. پس از این همه نشانه های آشکار همچنان اصرار بر گریز از حقیقت و دروغ گویی چرا؟
زیرا "النصر بالکذب"

خرد و کلان هایی که در پس پرده از این آب گل آلود سودهای نجومی می برند و در میان وا مها (بخوانید پول فروشی) و سودهای کلان می غلتند خوب می دانند که با وجود یک چرخه عادلانه و جامعه سالم هیچگاه چنین منافعی به دست نخواهند آورد. از همین روست که اظهار نظرهایی از سر شکم سیری می کنند که: انقلاب باید می شد یا انقلاب خوب بود و یا بعدن خوب می شود یا ... اینگونه افراد که تعدادشان در جوامع انقلاب زده بیشتر است عضو حزب بادند و از آفت های جوامع و حکومت ها محسوب می شوند.

جالب اینجاست از مردمی که از درد ناهنجاری های اجتماعی و فقر توان ازدواج یا ادامه زندگی مشترک یا ماندن در کشور را ندارند خواسته می شود که فرزند بیشتری بیاورند و بسیج 20 میلیونی را تقویت کنند تا به کمک آن نمونه هایی دیگری از این جامعه در منطقه و جهان ایجاد شود. سفر و پیغام فرستادن امثال ابراهیم یزدی و... به سران کشورهای انقلاب زده هم در راستای جهت دادن برای همین مشابه سازی است.

سی و پنج سال توش و توان ایران در راه مشتی شعار و ایدئولوژی هزینه شد تا هر لباسی به جز میهن پرستی را بر تن ایران بی سالار کنند. روزی ادعای خلافت اسلامی، روزی در خواست عضویت در اتحادیه عرب، روزی دیگر جانشین شوروی سابق در غرب ستیزی، روزی دیگر هم پیمان چپ زدگان آنسوی کره زمین.

ایران امروز حکم هند قرن 19 تحت استعمار بریتانیا را برای قدرت های فرصت طلب پیدا کرده است و علت آن از هم گسیختگی داخلی می باشد. از هم گسیختگی که نتیجه سی و پنج سال ضربه خوردن و تهی شدن ایران از داخل است. عاقبت این راه پس از بسط بی عدالتی، بی اعتمادی و شکاف طبقاتی، آماده شدن تدریجی نیاخاک ما برای اجرای هرگونه نقشه شومی خواهد بود.
 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 28 دي 1396