شگفتی آفرینان
منوچهر یزدی
16 فروردین 1397

در آستانه چهلمین سال انقلاب اسلامی، ایران آبستن تحولاتی پر تنش ولی امیدبخش و شگفت آفرین است. تحولاتی که رنگ و بوی مردمی و بومی دارد و خبر از آب دیدگی ملتی می دهد که در کوره انقلاب و زیر ضربات سهمگین پتک های ایدئولوژی مذهبی، ناخالصی هایش ذوب شده و فرو ریخته و می رود تا گوهر وجودش نمایان گردد. جامعه مدنی ایران دست آوردهای ارزشمندی کسب کرده که در هیچ دانشگاه و مکتب و کلاسی، آموزش داده نمی شود بلکه آن را در طوفان سیاسی و گردبادهای دینی به دست آورده  است؛ تحولاتی که باید آن را رنسانس ایرانی نامید. از این روی جامعه ایرانی مصمم است تا آموخته هایش را در راه بازسازی ایران فردا و برقراری نظم شکوهمند حاکمیت ملت هزینه کند.

در سال گذشته گوشه هایی از این دگرگونی فکری به نمایش درآمد و چون به خون کشیده شد متوقف گردید ولی پایان نیافته و در زیر پوست شهرهای کشور و خانه های مردم جریان دارد. شعارهای مردم در خیزش دی ماه از چنان درایت و آگاهی برخوردار بود که جهان را شگفت زده کرد. شعارها تنها یک فریاد اعتراض به حکومت ناکارآمد نبود بلکه نقشه راهی است که با دقت و آگاهی و دوراندیشی ترسیم شده است. این نقشه راه، حرکت ملت را به سوی همبستگی ملی هدایت و نظام آینده و رهبری آن را با صراحت مشخص کرد و هم زمان با طرد شرایط موجود به تجلیل از نظامی پرداخت که در هفتاد سال گذشته برای بدنام ساختن آن هزینه های زیادی از سوی نهادها و جریان های پر قدرت صورت گرفته بود. تجلیل از رضاشاه یعنی پاسخ به تاریخ و دل بریدن از نظام فرقه ای و دل بستن به نظام مقتدر ملی و ضد بیگانه. در حقیقت مردم رهبر دلخواه خود را در چهره رضاشاه مجسم کرده و درمان فساد و ریا و تبعیض و فقر و بی عدالتی و نابسامانی را در نظام سکولار تعریف و آن را طلب کردند و به مخالفان رضاشاه در هر جای جهان "نه" گفتند و به سیاست های تجاوزگرانه روس و انگلیس و آمریکا که منجر به آدم ربایی سیاسی گردید پاسخ تاریخی دادند.

در دی ماهی که گذشت مردم به پاخاسته، شگفتی دیگری آفریدند و آن اینکه با شهامتی به یاد ماندنی در صدد جبران خطای تاریخی واقعه ۵٧ برآمده از گذشته انقلابی پدران خود تبری جستند و شاهزاده رضا پهلوی فرزند پادشاه فقید را به بازگشت دعوت نمودند. گرچه این بازخوانی تاریخ، سرکوب هزاران جوان مبارز را در پی داشت و تعدادی به اسارت درآمدند و تنی چند به خودکشی محکوم گشتند ولی خرد حاکم بر مجموعه حرکت، روش مبارزات حق طلبانه را به شایسته ترین شکل تغییر داد و این دریای خروشان به اعماق زمین فرو رفت که اکنون از هر گوشه کشور به مناسبت و شکلی خیره کننده فوران میکند. حضور قهرمانانه یک دختر مبارز در بلندای سکوی خیابان انقلاب، فورانی از آن دریای نهفته در بستر خاک ایران زمین بود که سکوت مرگ بار سرکوب را شکست و روسری آن دخت ایرانی  همچون درفش کاویانی در آسمان ایران به اهتزاز درآمد و جهان را به شگفتی و تحسین واداشت و این یکی دیگر از جلوه های مبارزاتی ملتی است که " نه " گفتن را یاد گرفته و میداند در برابر تهاجم و تعارض نیروهای سرکوبگر چگونه عمل کند.

شگفت آفرینی کشاورزان ورزنه، خروشی دیگر از گوشه دیگری از خاک ایران زمین بود که برای بیان ژرفای دردهای نهفته اش و بغض در گلو شکسته اش، آرام و بی صدا به نماز جماعت شهر روانه شد و پشت به محراب نشست تا با خردمندانه ترین روش، قهر و غضب اش را به نماینده نظام ابلاغ کند و گسست پیوندش را با نهادی که او را نمی بیند اعلان نماید. نماد دیگر از نمایش اعتراض مردم را در قشر زحمتکش و سازنده کشور یعنی کارگران مشاهده کردیم. کارگرانی که ماهها حقوق دریافت نکرده و فریاد رسی نداشتند. کارگرانی که از سفره انقلاب بهره ای جز استثمار نداشته و دست متجاوز غارتگر وابسته به قدرت، نان را از دامان زن و فرزندش ربوده است. کارگرانی که در چرخه اقتصاد بیمار کشور قربانی شده اند، کارگرانی که از چرخه تولید به بیرون پرتاب و لگد مال مافیای وارد کنندگان نهاد های وابسته به حاکمیت گشته اند. این بخش از محرومان پس از سرکوب و زندان و تهدید و تحقیر، راه دیگری را برای فریاد زدن در پیش گرفت و آن اینکه در کمال نزاکت و بردباری به خیابان آمد و فریاد "مرگ بر کارگر" سر داد تا نیروهای سرکوبگر را شرمنده کند و یا مسئولان را به اندیشیدن وادارد.

از شگفتی های دیگر این میدان کارزار، ناآرامی های فکری در حوزه های دینی است که قلب تپنده نظام را هدف قرار داده است، حوزه های دینی یکی از مراکزی است که به ناکارآمد بودن دین در اداره کشور پی برده و با ارائه نظرات تحقیقی به سکولاریسم رسیده است. بیداری و آگاهی جامعه طلاب واکنش هایی را بر انگیخته تا آنجا که متهم به "ارتداد خفی طلاب" گردیده اند و شیخ یزدی که از دلسوزان نظام است و این روزها در سکوت معناداری به سر میبرد در مورد طلاب جوان از اشاعه سکولاریسم در حوزه های دینی ابراز نگرانی کرده است این ابراز نگرانی ناشی از آن است که طلاب امروزی دیگر به سخنان اساتید دینی اکتفا نکرده و با ورود به فضای مجازی پاسخ سئوالاتشان را از خارج از حوزه ها دریافت می کنند. صاحب نظران در این مورد معتقدند:

«نرم های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه ها تحمیل می شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده نیستند».
"روبرویی ولو اندک و سطحی برخی طلبه ها با مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی، با تغییر نرم های اعتقادی طلبه ها، نرم های رفتاریشان را نیز تغییر داده است. این نکته در کنار مسئله فردیت های روز افزون و عطش یونیک بودن انسان مدرن، "طلبه های ناطلبه" را پدید آورده است" (نامه های حوزوی)

این قبیل برداشت ها از دین در کانون آموزشی و پرورشی طلاب دینی، ادامه رنسانسی است که سبب تحول فکری در سطوح مختلف جامعه مدنی ایران گردیده است و به بیانی دیگر می توان باور داشت که صدای فرو ریختن دیوار حکومت دینی و دین حکومتی بخش عظیمی از جامعه را دگرگون ساخته و به درستی دریافته اند که نظام مذهبی به دلیل ساختاری قادر به حل مشکلات مردم نبوده و نخواهد بود. دولتمردان نظام اسلامی دیگر حرفی برای گفتن و دفاعی پیرامون حاکمیت شریعت ندارند. آن دسته از علما و مراجع دینی که از سفره انقلاب بهره ای نبرده و استقلال فکریشان را حفظ کرده اند به صراحت از حکومت دینی سر خورده و ابراز نگرانی می کنند و آن دسته از روحانیونی که به بدنه نظام متصلند مقبولیت مردمی ندارند زیرا آیت اللهی که ۵٩۴ میلیارد تومان سپرده بانکی ایشان باشد نمی تواند "نشانه خدا" باشد. اینان دیگر نمی توانند و نباید مرجع تقلید میلیون ها مردم غارت شده بوده و در تعیین سرنوشت مردم دخالت کنند. شکاف موجود بین روحانیت و مردم حاصل ورود این قشر به حوزه تجارت و واردات و صادرات و مراودات مالی است. باید اعتراف کرد آنچه که دین را بیرنگ و ناکارآمد ساخته بر خلاف ادهای واهی عده ای، هرگز کار دشمن خارجی و یا عامل نفوذی و یا اسرائیل و آمریکا نبوده است. چهل سال پیش حکومت دینی به دست دین مداران ایجاد شد و اکنون به دلیل بی تدبیری و عدم مدیریت ایشان فرو پاشیده است. هیچکس به اندازه انقلابیون به انقلاب لطمه نزده است. ضد انقلاب واقعی فقط نظاره کنندگان این قوم تازه به دوران رسیده بودند و هر زمان لب به اعتراض گشودند به سختی مجازات شدند. فساد را انقلابیون و نهادهای دینی انقلابی دامن زدند اما چوب فساد و غارت بر دوش کارمندان، کارگران، بازنشستگان، فرهنگیان، کشاورزان و بالاخره جوانان فرود آمد و هزینه این بی عدالتی و ظلم فاحش را مردم پرداختند.

و اما آنچه که جهان باید بداند اینست که مردم خواهان انقلاب دیگری نیستند، به جنگ و خونریزی علاقه ای ندارند. از شور و هیجان مذهبی فاصله گرفته و به اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدالگرا پشت کرده و از بازی های سیاسی درون حاکمیت خسته شده اند. جهان باید بداند در سرزمین کورش یکی از ناب ترین اتفاقات سیاسی جهان، آرام آرام و خردمندانه پیش می رود تا امر انتقال حاکمیت از حکومت دینی به "حاکمیت ملت" را تحقق بخشد و این رویداد ناب چیزی نیست جز تبلور مکتب "ناسیونالیسم ملت ایران" که اندیشه آن در متن و بطن جامعه مدنی ایران جریان دارد. جریانی سازنده و امیدبخش که از تاریخ ایران و نیرومندی ملت ایران سرچشمه گرفته و قادر است کشتی طوفان زده ایران را به ساحل نجات هدایت کند. دنیا اگر طالب صلح در خاورمیانه است باید به این نیروی ملی و ریشه دار ارج نهد زیرا تنها قدرتی است که می تواند با اتکا به منشور حقوق بشر و تمدن و فرهنگ ایرانی بستر لازم را برای رفع نابسامانی داخلی و بحران منطقه ای و خصومت های فرقه ای فراهم ساخته و بنای دوستی و مودت پایدار با همسایگان خود و جهان آزاد پی ریزی نماید.
 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 5 خرداد 1397