کودتای زرد
منوچهر یزدی
30 فروردین 1398

این یک راز نیست یک حقیقت تلخ است که رهبران جمهوری اسلامی هرگز خود را در برابر ملت ایران پاسخگو ندانسته و نمی دانند. کلیه اقدامات آنان که از اعدام افسران و امیران ارتش آغاز شد و تا حذف مدیران نظام قبلی و انحلال احزاب و گروه های سیاسی و مصادره املاک و اموال و کارخانجات و گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی و جنگ با صدام و نوشیدن جام زهر، بدون کمترین توجهی به افکار عمومی و منافع ملی و یا نظرخواهی از مردم انجام یافته است. تصمیمات اقتصادی که به معاش و رفاه زندگی مردم مربوط می شد نیز با نگاه پاسداری از منافع ملی صورت نگرفت و باعث گشوده شدن دروازه های فساد و تباهی و فقر و بیکاری گردید. شگفت آورترین بخش از اقدامات انقلابی رهبران جمهوری اسلامی که چیزی جز توهمات القاء شده از سوی قدرت های پنهان نبوده و نیست، بازی در میدان رهبری امت اسلامی بود که به بهای سنگین و جبران ناپذیر ستیز با هویت ملی ایرانیان انجامید و جهانی را در برابر ایران قرار داد که سود این بازیگری نصیب فروشندگان اسلحه و کارتل های نفتی شد و زیان آن متوجه ملت ایران گردید. رهبران جمهوری اسلامی حتی در نمایش انتخابات نیز پشت به منافع ملی و رو به مصالح نظام عمل کردند و مردم را به یکی از زشت ترین بازی های سیاسی که انتخاب بد از بدتر بود آلوده ساختند.

چهل سال تداوم سیاست بیگانه پنداری مردم و عدم پاسخگویی به آنان نه تنها مردم را که هیئت حاکمه را نیز از پای انداخت. جنگ پنهان و آشکار بر سر کسب قدرت و ثروت مدیران انقلاب را به عناصری ضد انقلاب، ضد دین، ضد اخلاق و ضد فرهنگ و تمدن ایرانی تبدیل کرد تا آنجا که بارش های نعمت آسمانی نقاب از چهره آنان زدود و خود را در برابر خشم ملتی به ستوه آمده و غارت شده دیدند و چاره کار را در دست یازیدن به یکی از زشت ترین روش های حفظ بقاء یافتند و آن چیزی نبود جز کودتای زرد علیه انقلاب خاموش مردم.

دعوت قاسم سلیمانی از نیروهای شبه نظامی حشدالشعبی و فاطمیون و زینبیون و حزب الله به درون کشور و ورود پر سر و صدای آنان در برابر چشمان حیرت زده مردمی که تمام قد به یاری هم میهنان مصیبت دیده خود به پا خاسته اند و نیز در میان سکوت مرگبار دولت و وزارت خارجه و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و بی خبر از ارتشی که رسالت پاسداری از مرز و بوم کشور را دارد و نیز بر خلاف قانون اساسی به یک کوتای نرم شباهت دارد که خبر آن را رئیس دادگاه های انقلاب قبل از بروز فاجعه سیل داده بود. شاید که این پیام رسانی برای بیدار سازی دولت بی تدبیر صورت گرفته بود؛ شاید رئیس دادگاه انقلاب می خواست ارکان حکومت را آگاه سازد که سیلی در راه است، سیلی که منشاء داخلی دارد ولی آهسته و بی صدا سرازیر خواهد شد. کسی چه میداند شاید می خواست خبر کودتا را پیش از بروز فاجعه اعلام کند، اما هرچه بود از راه رسید و همه را بهت زده کرد! هنوز رئیس جمهور ایران و دولت ترامپ سرگرم مجادله بودند که بی خبر از عفریت شب در یک صبح ابری بر سر آنان سایه انداخت.

مردم می گویند فرمانده سپاه قدس به یک کوتای زرد دست زده است. رنگی متفاوت از رنگ های سبز و قرمز و سیاه و بنفش که در چهل سال گذشته فضای سیاسی ایران را رنگین ساخته بود و حالا این فرمانده قیام زرد است که خود را تافته جدا بافته می داند و با تردستی از کنار سپاه عبور می کند و دولت را دور می زند و بشار را می آورد و می برد. رهبر کودتا با چراغ خاموش حرکت می کند و با اسم رمز از برابر راه بندهای سپاه و ارتش می گذرد تا نیروهایش را که از آنسوی مرزهای آزاد فراخوانده  استقبال کند. سردار به ضیافت از آنان در دشت های به آب نشسته خوزستان می پردازد تا به مردم در گل فرو رفته و هلال احمر شرمنده و ارتشیان به پا خاسته و نهادهای دولتی سر شکسته بفهماند که کشتیبان را سیاستی دگر آمده است، سیاستی که از گام دوم انقلاب خبر می دهد! شاید رهبر قیام زرد خود نداند که با چه کارت سوخته ای به بازی نشسته است؛ شاید حب جاه او را دچار ذوق زدگی روستا منشانه کرده و از رشد جوانان پاسارگادی غافل مانده؛ شاید سردار زرد از بیداری مردم و بغض خفته در گلویشان بی خبر است و در دهه پنجاه فریز شده؛ شاید سردار، جهان سیاست را با عینک اوبامایی و لبخند الیزابتی می بیند و از هوشیاری مردم غارت شده به وسیله مافیای سرمایه داری غافل مانده. اما آنچه که هست و باید سردار بداند اینست که چه ارزان فروخت رشادت های میدان نبرد با بیگانگان را و چه آسان به نمایش نهاد اتهام تروریست بودن سپاه را در برابر جهانیان و چه بیهوده دل بست به هیاهو برای هیچ... .

سردار با کودتای زرد ثابت کرد که با تاریخ ایران بیگانه است و از بازی های سیاستمداران کهنه کار و فرصت طلب و خود بزرگ پندار چیزی نمی داند. او در عرصه سیاست هم نان یک روستایی ساده دل باقی مانده و نمی داند که چگونه رندان، نفرت مردم را از کلیت نظام به سوی او سوق دادند.

کارت سردار را سوزاندند تا شاید چند صباحی دیگر در پناه آتش او بر اریکه قدرت باقی بمانند اما همه می دانند و می دانیم که سیل تا ویرانی خانه های ظلم و فساد و ستم فرو نخواهد نشست.

 
 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 19 مرداد 1398