قربانی بحران بعدی کیست؟
مصطفا لطفی کیان
15 امرداد 1398

فرقه انقلابی که مهارت آن همواره بحران سازی و عبور از بحران بوده دچار بحرانی شده که کلیت آن را به لرزه در آورده است. دیگر بازی رعب و فریب کارساز نیست. در داخل کشور مردم شعار می دهند: "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" و "ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره" و در خارج از کشور هم تمام خط و ربط های مالی و مهره های اپوزیسیون نما در دام تحریم ها گرفتار شده و ریزش آن ها شروع شده است. عوض کردن مداوم سرکردگان سپاه، این مطمئن ترین ارگان همه کاره انقلاب، نشان از عدم اعتماد رهبران انقلاب به آن دارد. در دیگر ارگان ها هم وضع به همین منوال است. میلیاردها دلار پول دزدی شده از مردم بی نوای ایران به وسیله خودی ها، به واسطه تحریم ها از دستشان خارج شده است. دولت ترامپ قاطعانه جلوی استفاده از این پول های کثیف به منظور صدور انقلاب را گرفته است. سهام داران انقلاب و شرکای گلوبال آن امید دارند دوره ریاست جمهوری ترامپ زودتر تمام شود و آن ها از این وضعیت نجات پیدا کنند. دموکرات های آمریکایی، انگلیس، اتحادیه اروپا، روسیه و چین هرکدام تقلایی می کنند. یکی هنوز ترامپ را متهم می کند که هنگام انتخابات از روس ها کمک گرفته؛ دیگری می خواهد کانال ویژه مالی راه بیندازد؛ دیگری جمهوری اسلامی را تشویق به مقاومت در برابر مذاکره و حتا درگیری نظامی محدود می کند و دیگری از رژیم می خواهد برجام را ترک نکند. حال آن که هرکدام از آن ها گرفتاری خود را دارد. انگلیس درگیر مسئله برگزیت است. اتحادیه اروپا دچار بحران مهاجران و اعتراضات بنیادین جلیقه زردها در فرانسه است. چین درگیر جنگ اقتصادی با آمریکا و اعتراضات در هنگ کنگ و ترکستان است و روسیه تحت تحریم های اروپا و آمریکا و تنش با اوکراین و گرجستان است. چین و روسیه باید منتظر باشند تا تاوان توسعه طلبی ارضی خود در اوکراین و کریمه و دریای مازندران و دریای چین جنوبی را بدهند. و در این میان رژیم با منتقل کردن فشارها به مردم همچنان به دنبال حفظ نظام و مصلحت نظام است. در داخل هم کسانی که دور سفره انقلاب نشسته اند هرکدام طرحی و برنامه ای دارند. گروهی می خواهد نیمه اسلامی رژیم را قربانی کند و گروهی دیگر نیمه جمهوری آن را. یکی می خواهد کودتای پیشگیرانه و دیگری می خواهد انقلاب پیشگیرانه انجام دهد. یکی می خواهد دیگران را دور بزند و زودتر مذاکره کند. یکی می خواهد از خودی هایِ در حاشیه دولتی ملی - مذهبی یا ملی نما دست و پا کند تا مردم را چندی دیگر دست به سر کند. یکی با گرو کشیدن تمامیت ارضی مردم را از خطر تجزیه می هراساند. یکی هم بر طبل جنگ می کوبد به گمان آنکه این جنگ هم نعمت است! و دیگری هم دل به دعوای قدرت های خارجی دوخته است.

ولی آنچه از آن غفلت کرده اند آگاهی روزافزون مردم است. مردم همچون گذشته چشم و گوش بسته نیستند و بیش از پیش به حقوق خود آشنا شده اند. آن ها امروز می توانند تصمیم بگیرند که برای آزادی خود و آبادی میهنشان کدام نیمه و یا هر دو را قربانی کنند.

در جهانی که سطح ارتباطات در آن گسترش یافته و بسیاری از رهبران و تصمیم گیران جهانی مستقیماً با مردم ارتباط برقرار می کنند و اطلاعات و آمار و ارقام بیش از گذشته در دسترس همگان است کمتر از گذشته به حدس و گمان نیاز است. امروز واقعیت های ملموس و دنیایی است که مورد بررسی و پی گیری نسل جدید و حتا نسل های پا به سن گذاشته قرار می گیرد، از این رو دین و ایدئولوژی های دیگر که امتحان خود را پس داده اند به حداقل دخالت خود در مسائل ملت ها رسیده اند.

دیگر دوران متکلم وحده بودن و انتظار اطاعت کورکورانه و محض داشتن گذشته و هرکسی می تواند به سادگی و سرعت صدای خود را به هر جایی برساند از اینرو امروز این مردمان هر سرزمین هستند که می توانند بگویند چه می خواهند. بنابراین با تکیه بر تجارب تاریخی و دانش و ارتباطات جدید هر ملتی می تواند به رشد و آگاهی و توسعه و آزادی برسد و دیگر نه صغیر شرعی باشد نه رعیت نه شهروند درجه دو.

 
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 19 مرداد 1398