پيرامون طرح جديد آموزش و پرورش / بخش دوم
دکتر محمدرضا عاملی تهرانی
6 آبان ماه 1344

بايد به نيروهاي انساني و نيازهاي ملت ما توجه شود. عيب اصلي نظام آموزشي ما نداشتن مدارس مختوم به شغل است؛ آنچنان مدارسي كه بتواند از يك طرف تمام جمعيت لازم به تحصيل را در شبكه هاي خود جاي دهد و از طرف ديگر تمام نيازمندي كشور را در جهت نيروي انساني تامين كند .

بحث در مقدمه طرح: وزرات آموزش و پرورش طرحي را كه در شهريور ماه 1344 به چاپ رسانده است، در روزهاي اخير براي اظهار نظر كارمندان آموزش و پرورش استان تهران، همراه با يك پرسشنامه در اختيار آنان گذارده است. اين طرح همان طرح معروف آموزش و پرورش است كه ضمن آن دوره هاي تحصيلي عمومي به سه دوره پنج ساله، سه ساله، چهار ساله تقسيم شده است و نام آن را «طرح مقدماتي اصلاح آموزش و پرورش كشور» گذاشته و ما از آن به نام طرح جديد ياد مي كنيم.

در مطالعه اين طرح اولين و بزرگترين اشتباه، مقدمه آن است، زيرا قاعدتا مقدمه طرح بايد مشكل و مساله اساسي را كه طرح به خاطر حل آن به وجود آمده است بطور دقيق و واضح مطرح سازد. خلاصه مقدمه طرح اين است كه دنيا تحول پيدا كرده است، در كشور ما هم تغييراتي پيدا شده و چون اساس نظام آمزشي ما، هشتاد سال پيش پي ريزي شده است ناچار بايد تغيير كند.

با اين مقدمه، جماعتي از متخصصان، موجوديت نظام آموشي را مورد اصلاح قرار داده اند و در نتيجه به جاي دو دوره شش ساله ابتدايي و متوسطه، سه دوره ابتدايي، راهنمايي و متوسطه، پيشنهاد كرده اند. در صورتيكه اگر در مقدمه، مساله اساسي نظام آموزشي كشور به دقت و وضوح روشن شده بود قطعا طرح موجود نيز به صورت ديگري در مي آمد.

حق بود مقدمه طرح، مساله اساسي نظام آموزشي ايران را به شكل زير مطرح مي ساخت: ما در ايران داراي يك سيستم تعليمات عمومي دوازده ساله هستيم كه در حكم يك منبع ذخيره نيروي انساني است. اگر اين سيستم را به منبع آب يك سد ذخيره اي تشبيه كنيم، شايد در روشن كردن مطلب كمك شاياني بنماید.

شش حوضچه اوليه اين مخزن كه شش سال ابتدايي است از لحاظ سطح بسيار وسيع است ولي عمق آن كم است؛ در شش حوضچه بعدي كه دوره متوسط را تشكيل ميدهد حجم ذخيره، يك دهم حجم ذخيره در دوره ابتدايي است؛ يعني نيروي انساني از مرحله ابتدايي به مرحله متوسطه نه دهم تلفات دارد كه از لاي ديوارهاي قابل نفوذ سد مي گذرد و در باتلاق اجتماع، بي آنكه مورد نظارت باشند فرو مي روند؛ يك دهم بقيه پس از طي شش حوضچه و پس از آنكه مقداري از آن باز هم از ديوارهاي سد هرز رفتند به سرريز اصلي مي رسند.

از اين سرريز از هيجده هزار نفر، قريب پنج هزار نفر وارد مخزن جديد ميشوند كه دوره تعليمات عاليه نام دارد و بقيه همه هرز مي روند تا بطور اتفاقي بعضي مورد استفاده نسبي قرارگيرند. همانطور كه آب مادام كه در داخل مخز ن قرار دارد مورد استفاده نيست و پس از ايجاد مخزن بايد در فكر كانالها و مجراهايي بود كه اين آب را به كشتزارها، باغ ها، كارخانه ها و شهرها و روستاها برساند؛ همانطور منظور از انبار كردن نيروي انساني در مدارس گوناگون نيز فقط آن نيست كه براي سان و رژه و تهيه آمار از وجودشان استفاده كنيم، بلكه اين نيروها بايد از مجراي مشخصي به سوي مشاغل سوق داده شوند.

مساله نظام آموزش ما اين است كه كانالهاي لازم براي استفاده از نيروي انساني، يعني كانالهايي كه نيرو را از مخزن اصلي تعليمات عمومي به سوي مشاغل هدايت كند در آن تعبيه و ساخته نشده است.

پس اول بايد بدانيم كه اين نيرو را در چه زمينه هايي مي خواهيم مورد استفاده قرار دهيم، بعد براي رسيدن نيرو به آن زمينه ها بايد كانال ايجاد كنيم. اين كانالهاي مدارس نهايي و مدارس متصل به كار و مشاغل را به وجود مي آورد.

مثلا ما مي دانيم كه قريب چهل هزار روستا در ايران داراي تشكيلات بهداشتي و درماني نيست. اگر از يك نظام بهداري پر تحرك در اين مورد استفاده كنيم، يعني دستگاه هاي بهداري ما مجهز به وسايل ارتباط مانند بي سيم و وسايل انتقال مانند جيپ، آمبولانس و هواپيما باش، براي تامين نيازمندي درماني اين روستاها تقريبا نيازمند به دو هزار پزشك عمومي ميباشيم كه اين پزشكان بايد در مراكزي تربيت شوند كه در همان بخشهاي روستايي به وجود آمده باشد. بدین معني كه مركز آموزشي آنها در عين حال براي مدتها خدمات درماني و بهداشتي را نيز عهده دار باشد.

با چنين بررسي متوجه مي شويم كه به مراكزي احتياج داريم كه طبيب عمومي روستايي تربيت كند اين مراكز حكم همان كانالها را دارد كه از يك طرف به نيروي انساني در مخزن تعليمات عمومي متصل است و از طرف ديگر فاغ التحصيلان آن مستقيما به جايي كه بايد در آن خدمت كنند هدايت مي شوند.

مثال ديگر اين است كه ما براي محيط روستايي ايران كه ناگزير، به سرعت به طرز زندگي مكانيزه هدايت مي شوند احتياج به نوعي خاصي از تكنيسين داريم. اين تكنيسين هاي روستايي كه در محيط روستايي به سر خواهند برد بايد توانايي آن را داشته باشند كه تراكتورها را تعمير كنند، در عين حال موتورهاي برق كوچك يا تلمبه هاي برق آب را هم بتوانند تعمير كنند. ضمنا بتوانند سيم كشي و لوله كشي را عهده گيرند اينگونه تكنيسين هاي روستاي نيز به تعداد ده تا بيست هزار نفرد مورد نياز است كه بايد براي آنها در همان محيط هاي روستايي مدارسي ايجاد كرد. اين مدارس بايد هم خدمات فني روستاها را انجام دهد و هم محلي براي تربيت تكنيسين ها باشد.

باز اين مدارس در حكم كاناهاي مورد بحث مي باشد كه از طرفي نيروي انساني را به سوي مكانهايي كه بايد از آن بهره برداري شود سوق مي دهد و از طرفي به مخزن تعليمات عمومي اتصال دارد زيرا شاگردان خود را پس از آنكه حداقل تعليمات عمومي را كسب كردند به خود جلب مي كنند .

پس نتيجه مي گيريم كه بررسي نيازمندي ها از لحاظ نيروي انساني ما را در ساختمان كانالها راهنمايي ميكند و ساختمان كانالها يعني مدارسي مختوم به شغل ما را به شغل راهنمايي مي كند كه شيرهاي انشعاب مخزن اصلي را در چه قسمتهايي بايد قرار دهيم يا به عبارت ديگر تعليمات عمومي را به چه مراحلي بايد تقسيم كنيم وگرنه اگر كسي به جفت شش خوشش نيايد و بدون ملاك و ماخذ معيني مراحل را به پنج و سه وچهار تقسيم كند چه گره اي از اين كار بازخواهد شد؟

شما وقتي طرح دقيق مدارس مختوم به شغل (متاسفانه نمي دانم اصطلاح متخصصان فن براي اينگونه مدارس چيست؟) را معين كرديد آن وقت مي توانيد بررسي كنيد كه براي وارد شدن شاگرد به چنين مدرسه اي چه قدر تعليمات عمومي لازم است و چه اصراري است حال كه شما از كيفيت اينگونه مدارس بي خبريد بي جهت شكل دوره ها را تغيير دهيد و شيرهاي انشعاب سد مخزن بي قواره كنوني را يكجا بكنيد و بدون دليل در جاي ديگر نصب كنيد.

عيب اصلي نظام طرف تمام جمعيت لازم به تحصيل را در شبكه هاي خود جاي دهد و از طرف ديگر تمام نيازمندي كشور را از جهت رده هاي گوناگون نيروي انساني تامين كند. قبل از مشخص ساختن سيستم مدارس مختوم به شغل ملاكي براي تغيير دوره هاي تحصيل عمومي در دست نخواهد بود و هرگونه تغييري امري عبث و تغييري صرفا به خاطر تغيير تلقي خواهد گشت.
 

 
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : سه شنبه 30 آبان 1396