چگونه میتوان از فرار نیروهای تحصیل کرده جلوگیری کرد؟
دکتر محمدرضا عاملی تهرانی
6 اردیبهشت ماه 1345

کشورهای غربی بویژه آمریکا، مانند آهنربای نیرومندی به جذب مغزهای تحصیل کرده کشورهای دیگر مشغولند. ثابت شده است که کشورهایی که بیشتر نیازمند کارشناسان فنی می باشند بیشتر نیروی تحصیل کرده خود را از دست میدهند و اینگونه کشورها هرگز کمترین بخش ارزش نیروی انسانی خود را که به کشورهای غربی عرضه می کند با دریافت کمک های فنی و مالی آمریکا و دیگران به دست نمی آورند.

درباره اینکه چرا نیروهای تحصیل کرده از ایران و کشورهای دیگری که وضع اجتماعی و اقتصادی شبیه ما را دارند فرار می کنند و چرا فارغ التحصیلان و کارشناسان ما از کشورهای غربی و به ویژه آمریکا باز نمی گردند بحث های زیادی شده است؛ حتی این بحث، باب تازه ای گشوده است تا هر کس شرح فساد دستگاه های اداری و ناملایمات اجتماعی ایران را با آب و تاب بیشتری بیان دارد و کسانی را که پس از پرورده شدن با نیروهای این ملت در صدد حق ناشناسی و گریز بر می آیند با دلایل بیشتری تبرئه کند.

در اینجا ما با جنبه اخلاقی و وجدانی این بحث، خود را آشنا نمی کنیم و اساسا این مسئله را طرح نمی کنیم که آیا جوانان به دلیل ناملایمات این کشور حق فرار از آن را دارند یا خیر؟ ما این مسئله را بصورت واقعیتی در برابر دیدگان خود قرار می دهیم و در مورد چاره این درد بحث میکنیم؛ برای حل مشکل از دست دادن نیروهای تحصیل کرده باید دگرگونی اساسی در سه مورد صورت گیرد:

1 - در مورد چگونگی آموزش:

نابسامانی دستگاه آموزش بزرگترین علت فرار نیروهای زبده انسانی است. دستگاههای آموزشی ما نباید برای مدارس و محیط های غربی شاگرد تربیت کنند بلکه باید این اصل را قبول کنیم که دستگاه آموزش همانطور که خود را نسبتا مسئول اداره مدرسه و آموزشگاه و به عبارت دیگر مسئول امروز شاگردان می دانند باید خود را مسئول فردای شاگردان نیز بدانند.

دستگاه های آموزش باید ظرفیت مدرسه های رده پایین و مدرسه های رده بالا و شغلها هم آهنگی ایجاد کنند. تا زمانیکه ما هزاران دیپلمه زائد در هر حال داشته باشیم ناگزیر گروهی از آنان به خارج خواهند شتافت و باید سالها برای هزینه آنها ارز از دست بدهیم تا سرانجام آنها را برای اقامت دائمی تحویل کشورهای غربی بدهیم.

اعتقاد جازم و آمیخته به تعصب به استانداردهای تحصیلی موجود نیز از علتهای موثری است که فرار نیروهای تحصیل کرده را آسان می کند. متاسفانه سال به سال نیز مقامات آموزشی با تطبیق استانداردهای ایران با کشورهای غربی بر وسعت و استحکام ای پلهای فرار می افزایند. مصالح ملت ما ایجاب میکند که با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود استانداردهای خاصی برای تامین نیازمندی های ملی خود انتخاب کنیم و حتما سعی نداشته باشیم دانشجویان ایرانی را در شرایطی تربیت کنیم که بتوانند بلافاصله و بی زحمت در محیطهای تحصیل و کار آمریکا و سایر کشورها پذیرفته شوند.

باید مطمئن باشیم که کشورهای دیگر ما را به این دلیل تحسین و تمجید نخواهند کرد که دانشجویان ما مطابق سلیقه و برنامه آنها تربیت شده باشند. جهانیان و آیندگان ملتهایی را ستایش می کنند که بتوانند به تناسب نیازمندی های خود، انسانهایی تربیت کند و به کمک آنان به هدفهای ملی خود نائل شوند.

2 - در مورد چگونگی استخدام:

مقصود ما در اینجا از استخدام، چگونگی به کار رفتن نیروهای انسانی است که استخدام در سازمانهای دولتی و جزئی از آن است. تا زمانیکه فرق بسیار محسوس بین سطح زندگی در تهران و شهرستان ها و روستاها وجود دارد باید قبول کنیم که استخدام و مشغول شدن در شهرستانها نوعی تبعید و محکومیت محسوب می شود و به همین دلیل این محکومیت را نباید ابدی و نامحدود کرد باید بین سازمانهای مراکز بزرگ و نقاط دور افتاده نوعی وحدت و هماهنگی ایجاد کرد تا کارمندانی که در نقاط دور افتاده کار می کنند احساس حقارت نکنند و امید بازگشت به نقاط مرفه را از دست ندهند، بلکه همگان به نوبت در نقاط سخت تر و آسان تر عهده دار انجام خدمات گردند.

تمام تشکیلات سازمانهای بزرگ و آبرومند را نباید در شهرهای بزرگ متمرکز ساخت بلکه قسمت های وابسته از همین سازمانها را باید در نقاط دو دست نیز متشکل کرد تا کسانی که در شهرهای کوچک کار می کنند خود را وابسته مراکز مهم و معتبر احساس کنند و در ضمن مراکز مجهز و نیرومندی نیز برای انجام خدمت در شهرستانهای کوچک بوجود آید.

3 - در مورد چگونگی تربیت ملی:

تمام تغییرات اداری و تشکیلاتی در صورتی که همراه با روح ایمان جدیدی نباشد چیزی ارزش نخواهد داشت. در همه سازمانهای آموزشی و اداری جامعه فردا باید روح به عظمت ایران وجود داشته باشد. برای ایجاد یک ایران بزرگ و نیرومند باید از مراحل سختی گذشت و برای گذشتن از این مراحل به زنان و مردانی نیازمندیم که ایمان داشته باشند که تلاش و نبرد در راه عظمت ایران تنها فلسفه زندگی آنهاست.

روح بزرگی خواه در ملت ما وجود دارد. دلیل آن وجود ملت ما می باشد جز آنکه آن را باید زنده و بیدار کرد و تا چنین ایده آلیسمی در ملت ما زنده نگردد محال است که بتوانیم بر مشکلاتی که همه ما در آخرین تحلیل می دانیم ناشی از غلبه روح سودپرستی است فائق شویم. اشارات مختصر این مقاله را در بخشهای آینده با توضیحات بیشتر خواهیم کرد.
 

 
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : سه شنبه 30 آبان 1396