حزب، مشارکت و عدالت سیاسی

 از فاکتورهای توسعه و ثبات هر کشور، ساختارها و مجموعه هاست. مجموعه ها هستند که چرخ های علم و صنعت هر کشور را به حرکت درمی آورند. مجموعه های برنامه دار و هدفمند در پناه نظم و دانش و مدیریت، ناممکن ها را ممکن می کنند. جمعیت، وسعت و منابع مادی و معنوی هیچ کشوری نتوانسته است بدون داشتن مجموعه کاری منسجم و مدرن خدمتی به ملتی ارائه کند و کاری را پیش ببرد. سازمان ها، شرکت ها، احزاب، اصناف و... هستند که می توانند با یکی کردن نیروهای پراکنده، آرمان ها، انگیزه ها و انرژی های بالقوه را به فعل درآورند و عملی انجام دهند. در کشور ما ایران همانند دیگر کشورهای جهان، شهروندان نسبت به آتیه کشورشان حساسند و هر کدام به صورت انفرادی ایده و انگیزه و انرژی برای فردای این خانه بزرگ خود دارند. اینکه چرا توان هر فرد تولید حرکت نمی کند پاسخی ساده دارد: «نبود مجموعه کاری که بتواند این سلول های زنده را به صورت یکبازو و اندام شکل دهد و به اثر بخشی وادارد».

 
اما ساخت این مجموعه ها کار چه کسی است؟ مجموعه های کلان در سطح فراگیر و ملی که ورودی و خروجی سودآور و به روز در زمینه های علمی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فنی و صنعتی و... داشته باشند. تیم ها و سازمان ها و شرکت هایی که همه شهروندان ایرانی و صد درصد نقاط ایران را پوشش دهند. این مجموعه های کاری فعال بخصوص در ابتدای شکل گیری نیاز به پرسنل متخصص، بودجه و حمایت های قانونی دارند. مدیران و کارشناسانی که بدون توقعات غیرمعمول، و دلسوزانه و همدل، پروسه را تا رسیدن به نتیجه پیگیری کنند و زمینه را برای حضور پرتوان آن در فرامرزها و عرصه های بین المللی فراهم آورند. هیچ مجموعه و ساختاری نمی تواند بدون ریشه های عمیق در داخل سرزمین مادر در سطح جهانی عرض اندام کند. تجربه کشورهای موفق جهان نشان داده که از اولین شروط برای حاکمیت جهت توسعه کشور داشتن دید مثبت است. چنانچه نفرات ارشد هر حاکمیتی از تنگ نظری و خودخواهی و سودجویی شخصی و توسل به ایدئولوژهای مختلف دست برندارند و درآمدهای کشور را صرف حفظ موقعیت شخصی خود کنند، انحصارگرایی و فساد چنان ارکان کشور را تهی و شکننده می کند که احتمال هر ریزشی به هر وسیله ای خواهد رفت؛ آنجاست که حتا قوی ترین سازمان های نظامی و اطلاعاتی و امنیتی و پیشرفته ترین سلاح های الکترونیک و لیزری و اتمی نیز نمی توانند از بروز فجایع جلوگیری کنند بلکه شاید خود تسریع کننده شوند.
 
یکی از مصائب جامعه ایران پس از واقعه 57، تضعیف یا محو یا موازی سازی یا تغییر ماهیت دادن بسیاری از نهادهای سنتی و یا نوپا و مدرن کشور بود. اصناف و سندیکاها از بزرگ ترین قربانیان این جریان بودند که امروز ضربه حاصل از آن را در کسب و کار کشور مشاهده می کنیم. کارگروه ها و گروه های کاری پس از به ثمر نشستن نه تنها باری بر دوش دولت ها نیستند بلکه در مواقع عادی به تسریع امور و در مواقع اضطراری به حل مسائل کمک می کنند و علاوه بر آنکه سلول های پراکنده یا همان شهروندان را به اندام فعال جامعه متصل می کنند، بلکه از هزینه های عمومی کاسته و مانع بزرگ شدن و کند شدن دیوانسالاری حکومتی می شوند. در اینجا یکی از مهمترین اصول برای پدید آوردن نهادهای ایرانی حمایت های قانون و دستگاه حاکمه و دولت است ولی در کشور ما آیا حاکمیت، قابلیت چنین حمایت هایی را دارد؟ حاکمیتی که قانون اساسی مذهبی، راهبر آن است و تعهد و التزام شهروندانش نسبت به تخصص و شایستگی آن ها اولویت دارد؟ حاکمیتی که شهروندانش را درجه بندی و تقسیم بندی می کند؟ حاکمیتی که دید ایدئولوژیک به اتباع کشور دارد و همواره حتا برای ساده ترین آزمون های ورودی دستگاه های دولتی نیز در حال غربال کردن مردم است تا مبادا غیرخودی به داخل حریم انقلابی راه پیدا کند! حاکمیتی که حکومت را تا حد شخصی تنزل داده و نظارت استصوابی را به عنوان حائلی برای حفظ آن خلق کرده است!
 
در حوزه سیاسی کشور مهم ترین گروه ها، احزاب هستند. احزاب و جمعیت های سیاسی در تاریخ ایران بخصوص تاریخ معاصر بسیار اثر گذار بوده اند. این گروه های منسجم بودند که پایه گذار جنبش مشروطیت و نظام نوین پادشاهی پهلوی شدند و تجدد و عدالت را برای ملت به ارمغان آوردند. میلیون ها شهروند در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه عضو احزاب کشورشان هستند. ارزش و اهمیت افراد برای کارهای اجتماعی در جمع و تلاش مستمر جمعی تعیین می شود. همچنین، وجود احزاب باعث می شود که افراد موج سوار کمتر فرصت ابراز وجود و سؤاستفاده پیدا کنند و علوم انسانی و در راس آن ها علوم سیاسی تخصصی و کاربردی شده و دچار عوام زدگی و سطحی گرایی نشوند.
 
تحزب حق ملت است. شرط اصلی یک حزب ملی و میهنی بودن و داشتن برنامه روشن و سیستمی کارآمد برای بهتر اداره کردن مملکت است. چنانچه گروهی محدود به یک منطقه یا یک گروه از شهروندان یا یک چهره یا مذهب یا دولت شود، یک انجمن منطقه ای، مذهبی، جنسیتی، صنفی و دولتی بیشتر نخواهد بود هرچند نام حزب را یدک بکشد؛ این گروه ها که فاقد ماهیت ملی و میهنی هستند نمی توانند در سیاست عمومی کشور تعریف شوند. آن ها باعث رشد بی ثباتی و بی اعتمادی در جامعه می شوند و مشتاقان فعالیت های سیاسی را منحرف و دفع می کنند. این گروه ها معمولن به جای احزاب که دائمی هستند شکل موقت و فصلی پیدا می کنند و چنانچه با هر روشی به قدرت برسند چون بر شانه ملت استوار نیستند و ریشه در نیاخاک ندارند متوسل به شیوه های مردم ستیز و بازی های مردم فریب می شوند و بر سیاست ها و قوای مضر بیگانه تکیه می کنند. این گروه ها باعث به وجود آمدن فاصله و تبعیض می شوند و جبهه گیری افراد و گروه های مورد تبعیض قرار گرفته را باعث می شوند. چنین گروه هایی بیش از آنکه رقابت سالم در راستای رشد و توسعه کشور فراهم آورند، خصومت درست می کنند. امروزه کار حزب نماهای دولتی و وابسته، به موضع گیری و تبلیغ علیه دولت های قبلی و گروه جناح مقابل و حمله مشترک به نظام پادشاهی پهلوی محدود شده است. آن ها برنامه ای برای آینده نزدیک و دور کشور ارائه نمی کنند. بسیاری از این گروه ها نزدیک انتخابات یا انتصابات تشکیل می شوند و هر کدام بخشی از بودجه تعیین شده احزاب و تبلیغات را می بلعند و سپس دپو می شوند و در زمان بعدی با رنگ و لعاب جدیدی ظاهر می گردند. این گروه ها در اصل محملی برای گردش پول و قدرت بین خودی های حاکم و نمایش آزادی فعالیت سیاسی و فریب مردم هستند. علت وجود حزب نماها، جاه طلبی دولتمردان یا ماهیت غیر ملی و میهنی حکومت است. حاکمیت فرقه ای با تقابل اطلاعاتی و تبلیغاتی با احزاب راه را برای گسترش قارچ گونه حزب نماها هموار می کند. حزب در کشورهای توسعه یافته یکی از مظاهر مشارکت و عدالت سیاسی و تعهد و تخصص شهروندان عضو آن است، ولی در ایران چنین نشان داده می شود که حاصل توطئه بیگانگان است و اعضای آن غرق در تعصبند! احزاب یکی از ارکان و مظاهر مدنیت و مشارکت نیروهای متخصص و شایسته حوزه علوم انسانی در امور سیاسی کشور هستند. احزاب با یکی کردن نیروهای باتجربه، از به هدر رفتن آن ها جلوگیری کرده، توان اجتماعی و مدنی جامعه را افزایش داده و زیربنای مستحکمی برای دولت های ملی میهنی فراهم می کنند. احزاب یکی از بایدهای توسعه و پایداری توسعه در دنیای نوین هستند. وجود احزاب باعث می شود عدالت سیاسی که دهه هاست تنها به شکل یک شعار باقی مانده در حد عمده ای تحقق یابد و نهادینه شود. امید است در کشور ما نیز تجربیات تلخ و شیرین فعالیت های گروهی راهنمای احزابی شوند که نه تنها شرط اصلی میهنی و ملی بودن را دارند بلکه هدف آن ها نیز اقتدار و اعتلای میهن و ملت ایران است.