ملت ایران و امنیت ملی

حاکمیت فرقه ای در تعارض با "امنیت ملی"


هم میهنان! مردم مبارز و آزاده ی ایران!


طرح مقوله ای با عنوان امنیت ملی، یکی از اهم مسائلی است که نه تنها برای توجیه و درک استراتژی مکاتب سیاسی و اجتماعی حائز اهمیت بسیار می باشد بلکه چه در نظامات حکومتی آرمانخواه ملت گرا و چه در محدوده ی حکومت های ستمگر و غیروابسته به ملت، همواره به عنوان یکی از اهرم های مهم نظامات اجتماعی و دست آویزهای سیاسی و گاه کیفری و حقوقی بکار رفته و می رود. هرگاه به مجموعه ی قوانین و مصوبات قضایی نظام پیشین و نیز "حاکمیت کنونی" توجه شود اصطلاحاتی از قبیل "امنیت ملی"، "امنیت عمومی"، "شوراهای عالی و عادی امنیت ملی" و اصطلاحاتی دیگر از این قبیل مطرح بوده و هست.

اهمیت و کاربرد این اصطلاحات به آن حد از اعتبار در نظامات گوناگون می باشد که گاه با وضع قوانین جزائی و بار مجازاتهایی همچون حبس های طویل المدت و حتی اعدام برای کسانی که به زعم حاکمیتها از آن تخلف نموده اند در نظر گرفته می شود. در واقع شمشیر دموکلسی که مدام از سوی حاکمیتها بر فرق مردم بخصوص عناصر آگاه و مبارز کوبیده می شود این مقوله ی "امنیت عمومی" بویژه "امنیت ملی" می باشد.

بدین سبب ضرور به نظر می¬رسد که پیرامون این مهم بنا به فراخور زمان، هرچند به اختصار بررسی داشته باشیم:


1- با توجه به اینکه کلمات و اصطلاحات هریک بار مفهومی خاص با خود دارند، بنا بر این اصطلاحی به عنوان "امنیت ملی" و تعابیری دیگر از این دست، در مورد مکاتب فکری و اندیشه ای و نظامات اجتماعی و سیاسی می تواند کاربرد داشته باشد که خود قبل از هر چیز به مقوله ای به نام "ملت" در نظام هستی قائل باشند و گرنه هرگاه این نظامات بخواهند مفاهیمی از قبیل "امت"، "طبقه"، "اقشار" و یا مفاهیمی دیگر از این دست را جایگزین مقوله¬ی ملت سازند آنگاه نه می توانند درک صحیحی از "امنیت ملی" داشته باشند و نه با اتکاء بر اساس چنین اصطلاحی، به وضع قوانین و مقرراتی در نظامات حاکمه ی خود بپردازند.


2- بنابراین، حرکت هایی که مقوله ی "ملت" را درنمی یابند و آن را به عنوان مقوله ای تاریخی و اجتماعی باور ندارند و پایه و اساس اندیشه های آنان نوعی صبغه ی امت گرا و یا هرگونه اندیشه ی انترناسیونالیسم یعنی "جهان وطنی" باشد، هرگز یارای آن را ندارند که از مقوله ی امنیت ملی و مفاهیم دیگر از این دست استفاده نمایند و این خود به هر ترتیب و طریق و زیر هر عنوان که باشد نوعی ایجاد فریب در افکار عمومی و به اصطلاح قانون پردازی است که توسلی رسوا برای اعمال نظرهای نامشروع سیاسی و اجتماعی می باشد.


3- در این دنیای خاکی و در ازای تاریخ بشریت حرکتهای متکی بر مفاهیم "امت" و طبقه هرگز نتوانسته اند جایگزین اصل ملی و اجتماعی "ملت" به عنوان یک پدیده ی تاریخی و اجتماعی گردند، حتی در آن زمان که این حرکتها و جنبشها در قالب ادیان قرار گرفته، پس از چندی حرکتهای وسیع دینی در شاخه های گوناگون مذهبی در مسیر تاریخ هر ملت حرکت می نمود و آنگاه در چهارچوب قوانین و قواعد خاص موجودیت آن ملت قرار می گرفت.

چنین است راز آنکه ادیانی چون مسیحیت در میان اقوام و ملتهای گوناگون به صورتهای: کاتولیک، پروتستان، ارتدوکس و غیره تقسیم گردیدند. در واقع در میان تصور حرکت جانبی "دین"، بار دیگر کوهستان های سربه فلک کشیده ی ملت چونان یک پدیده ی تاریخی و اجتماعی از دل اقیانوسها سر برآورده و یکجا و سرفراز باقی ماندند و در دل یک اقیانوس دینی و در میان یک گستره ی وسیع امت، "ملت" بار دیگر مفهوم اجتناب ناپذیر خود را جلوه گر نمود و حاکم ساخت و بار دیگر "مسؤولیت ملی" و "امنیت ملی" و مصادیقی از این دست شکل گرفت. آنگاه مسؤولان چنین ملتهایی، اساس حاکمیتهای ملی را برپا ساختند و مفاهیم "امنیت ملی" و "اخلال در امنیت ملی" جایگاه اصلی خود را بازیافتند و به مرحله ی اعمال و اجرا درآمدند.


4- همین داستان و ماجرا، طی تاریخ، چندین بار بر "ملت بزرگ ایران" نیز گذشته است. ملت بزرگ ایران به مانند دیگر ملت¬های کهن در مقاطع کهن در مقاطع گوناگون تاریخ، چندبار کیش خود را تغییر داده و می توان گفت که چندبار به مرحله ی تکامل جدیدی پای گذارده است.

از دوران میترائیسم بگیرید تا به روزگاران کیش زرتشت و از آن پس دوران اسلام آوردن ایرانیان: در این دوران آنجا که پس از کودتای "سقیفه"، اشرافیت عرب خواست زیر عنوان "دین"، اساس ملیت ایرانی را درهم کوبید و خود را "مولا" بداند و ما را "موالی" (بندگان)؛ جنبشهای آزادگی بخش ایرانیان آغاز گردید. پایه های نهضت شعوبیه گذارده شد و در بستر این نهضت عظیم و گسترده، شاخه های نظامی، مذهبی، عرفانی و غیره شکل گرفت و با همراهی دیگر ملتها، بار دیگر حاکمیت "ملت" به عنوان یک مقوله ی تاریخی و اجتماعی تجلی یافت و اساس حکومتهای ایرانی پایه گذاری شد.


5- در درازای این تاریخ پرفرازونشیب، چونان هزاره های گذشته ی آن، مفاهیمی چون "ایران" و "ملت ایران" ثبت نظامات فرهنگی، هنری، تاریخی و حقوقی گردید و با شناخت "ملت و ملیت" از این دیدگاه، امنیت ملی نیز مورد شناخت و قبول قرار گرفت؛ در نتیجه ملت ایران هرگز مفهوم "امنیت ملی" را از دیدگاه حاکمیتها به خصوص حاکمیتهای غیرایرانی نشناخت و آنها را ملاک داوری قرار نداد، نه تنها چنین نکرد که در مقاطع مختلف تاریخ، سرفصل قیامهای گوناگون ایرانیان، بر ضد حاکمیتها آنجا بوده که سلطه ی آنها را مغایر و در تعارض با امنیت ملی "جامعه ی بزرگ ایرانی" دانسته است و در چنین شرایطی که تعارض آشکار میان "امنیت ملی" و "حاکمیتهای سلطه گر" احساس می شد ملت بزرگ ایران به قیام دست می یازید و اساس حکومتهای مخدوش کننده ی "حاکمیت ملی" و "امنیت ملی" را درهم کوبید.


6- طی این تاریخ طولانی هزارهاساله، در مقاطعی از زمان که این چنین "حاکمیتهای غیرایرانی و یا فرقه ای" بر جامعه ی بزرگ ایرانی و یا بر بخشی از آن مسلط می شدند برای ادامه و استمرار حاکمیت نابحق خود، عنوان "امنیت ملی" و "مصلحت ملی" را جایگزین "مصلحت نظام فرقه ای" و "امنیت نظام تحمیلی" خود می نمودند، در نتیجه بسیاری از آزادگان و میهن پرستان را به عنوان "قیام بر ضد امنیت ملی" که در واقع نبرد آنان چیزی جز نبرد بر ضد حاکمیت ظالمانه و فرقه ای نبوده است به انواع و اقسام بلیات دچار می کردند و یا آنان را به چوبه های دار و در دهه های اخیر به جوخه های آتش نیز می سپردند.

با اندک بررسی در تاریخ ایران به ویژه چند سده ی اخیر و بالاخره حوادث چند دهه ی پیشین بخوبی آشکار می گردد که هولناک ترین عامل تهدیدکننده ی "موجودیت و امنیت ملی"، حاکمیتهای خودکامه و سودجو و چه بسا بیگانه پرست بوده اند که جامعه ی ایرانی را مثله کردند و حقوق ملت ما را به ثمن بخس و با خیث طینت به پای قدرتهای بیگانه و دشمنان قسم خورده ی ایران ریختند. شگفت آور اینکه در همه ی دورانهای این حاکمیتهای ستمگر و ضحاک کیش زیر هر کلاه و دستاری که بوده اند، مبارزان میهن پرست و ضد استعمار را به عنوان تهدید کنندگان و اخلالگران "امنیت ملی" به غل و زنجیر می بستند و به انواع دسایس و شکنجه ها و تعدیات بر حقوق و جان و مال آنها دارایی آنان را غارت برده و می برند.


ترفند هول انگیز و اغواکننده و زیان بخش اینگونه "حاکمیتها" در این است که منافع نامشروع و میل به استمرار حاکمیت خود را در زیر عناوینی چون "امنیت ملی" و "مصلحت ملی" پنهان می کنند. اینان در مسیر استمرار این حاکمیت ظالمانه، به راهی می روند و ملت ایران را به سمت وسویی سوق می دهند که دقیقاً معارض با "امنیت ملی جامعه ی بزرگ ایرانی" و در تعارض با منافع و نیازهای ملت سرفراز ایران است.


پاینده ایران

تهران-1381