نامه حزب پان ایرانیست به مدیرکل یونسکو در مورد حفاظت از پیکر مومیایی رضاشاه (متن پارسی)

خانم آزولای، مدیر کل محترم یونسکو؛ چنانکه می دانید کشور کهن ایران، دارای تمدن و میراث تاریخی برجسته ای است که دارای تنوع گسترده می باشد. ایران از معدود کشورهای جهان است که گستره آثار تاریخی آن، از هزاران سال پیش تا زمان کنونی تداوم داشته است. لزوم پاسداری و نگهداری از این میراث کهن، به عنوان بخشی مهم از میراث جهانی بر کسی پوشیده نیست.

اکنون جای تأسف فراوان است که این کشور باستانی و متمدن، فاقد یک نظام حکومتی مسئول در قبال این میراث بزرگ است. تاسف بیشتر آنجاست که وابستگان و نهادهای حکومت اسلامی حاکم بر ایران، بیشترین سهم را در تخریب آثار تاریخی و فرهنگی ایران در چهار دهه گذشته داشته اند.

احتمالاً می دانید که جمهوری اسلامی، خویش را در تقابل و تضاد بنیانی با نظام پادشاهی چند هزار سال گذشته ایران، به ویژه پادشاهی مشروطه پهلوی می داند. این حکومت از بدو تأسیس تاکنون از هیچ کوششی برای نابودی بخش مهمی از میراث حکومت پیشین دریغ نکرده است.

جدیدترین نمونه، تخریب بقایای مقبره رضاشاه با ماشین های ساختمانی به منظور توسعه یک مکان مذهبی در شهر ری در جنوب تهران می باشد. بر اساس اخبار منتشره و اعتراف ضمنی برخی از مسئولان دولتی، در زمان تخریب بقایای آرامگاه رضاشاه، "پیکر مومیایی وی" مورد برخورد با دستگاه حفاری قرار گرفته و آسیب جدی بدان وارد می شود. تصاویر منتشره در فضای مجازی و رسانه ای، منجر به شوک و بُهت بخش عمده جمعیت کشور گشته و در همین حال، "پیکره مومیایی" ناپدید می گردد. 

با در نظر گرفتن سوء پیشینه دولت جمهوری اسلامی در چنین مواردی، توجه شما را به نکات مهم زیر جلب می نماییم:

۱- با توجه کنوانسیون حفاظت از میراث جهانی فرهنگی و طبیعی ۱۹۷۲، به عنوان یکی از مهم ترین اسناد بین المللی در این زمینه که به ابتکار یونسکو بوده است، پیکر مومیایی رضاشاه یک "دارایی منحصر به فرد و جایگزین ناپذیر" برای کشور ایران است؛ اگرچه دولت جمهوری اسلامی به دلیل نفرت عمیق از حکومت پیشین از چنین دیدگاهی برخوردار نیست. شایان ذکر است که مومیایی رضاشاه، تنها نمونه از یک مومیایی تاریخی در ایران به شمار می رود. با توجه به عضویت ایران در این کنوانسیون و تعهد به رعایت مفاد آن، لزوم حفظ پیکر مومیایی رضاشاه از دیدگاه سند یاد شده قطعی است، زیرا بر اساس اصول عرفی و عام حقوق بین الملل، کشورها حق ندارند عملی را بر خلاف تعهدات پذیرفته شده بین المللی خویش انجام دهند.

۲- از دیدگاه عموم نویسندگان و مورخان بی طرف، رضاشاه پهلوی بنیانگذار ایران مدرن به شمار می رود که خدمات وی برای توسعه ملی، رفاه عمومی و ایجاد ساختارهای نوین حکومتی از جمله نهادهای حفظ میراث تاریخی و فرهنگی ایران کم نظیر بوده است. نهادهای دولتی که امروز در کشور ایران به فعالیت در زمینه میراث تاریخی، فرهنگی و زیستی وجود دارند در زمان پادشاهی پهلوی به وجود آمده اند؛ اگرچه با روی کار آمدن حکومت اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی دچار آسیب و ناکارآمدی جدی شده اند. از اینرو بسیار بدیهی است که سازمان یونسکو که وظیفه همکاری و نظارت جهانی در این زمینه را دارد، به طور جدی از مسئولان دولت جمهوری اسلامی بخواهد تا در مورد سرنوشت پیکر مومیایی رضاشاه، به عنوان بنیانگزار نهاد پاسداری از آثار تاریخی و فرهنگی ایران شفاف سازی نماید.

۳- "اصول عام حقوقی شناخته شده توسط ملل متمدن"، مذکور در ماده ۳۸ اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری، به عنوان یکی از منابع اصلی و مورد استناد در حقوق بین الملل می باشد که بر روابط میان تابعان حقوق بین الملل مانند دولت ها و سازمان های بین المللی حاکم است و به طور طبیعی بر روابط میان دولت جمهوری اسلامی و سازمان یونسکو نیز تأثیر دارد. در هر نظام حقوقی متمدن و انسانی، تعرض به آرامگاه مردگان ممنوع است مگر با طی روند قانونی شفاف و عادلانه و با رضایت وارثان فرد متوفی و در غیر این صورت، در زمره جرائم کیفری محسوب می گردد. در این مورد، چه در هنگام تخریب آرامگاه رضاشاه در سال ۱۹۷۹ میلادی و چه در زمان تعرض مجدد به بقایای آرامگاه در حال حاضر، هیچ شفافیت قانونی و عادلانه وجود نداشته و این امر با زیر پا گذاشتن بخشی از همان "اصول عام حقوقی ملل متمدن" و ارزش های والای فرهنگی و حقوق بشری انجام شده است. اصول مذکور الزام می نماید که دولت جمهوری اسلامی از آسیب رساندن و نابودی پیکر مومیایی رضاشاه، به عنوان یک انسان متوفی و نمونه ای "منحصر به فرد و تاریخی" در ایران خودداری نماید و سازمان یونسکو نیز بر اساس وظایف ذاتی خویش در حوزه فرهنگ انسانی و میراث تاریخی عمل نماید و پیگیری اساسی را انجام دهد.

۴- تجربه دهه های گذشته در مورد تعرض اشخاص گوناگون حقیقی یا حقوقی به محوطه های تاریخی و فرهنگی کشورمان به ما ثابت نموده است که نهادهای دولتی که می بایست به عنوان حافظ میراث فرهنگی و تاریخی عمل نمایند، "نمی خواهند یا نمی توانند" به اقدام مناسب دست زنند و فشار نهادهای بین المللی در این زمینه می تواند مؤثر واقع گردد. تجربه تلخ احداث سد سیوند در حریم پاسارگاد، تخریب محوطه باستانی جیرفت و سنگ نگاره های تیمره، آسیب های پیاپی به مجموعه پرسپولیس، ویران کردن بافت کهن شهرهای سمنان، شیراز و... و صدها نمونه دیگر در چهار دهه اخیر، بیانگر ژرفای نگرانی ما در پیوند با حکومت مذهبی است که از هیچ فرصتی برای آسیب رساندن به میراث کهن ایرانی دریغ نکرده است. بدتر آنکه شهروندان معترض به عملکرد حکومت در این زمینه، عموماً مورد تعقیب نهادهای امنیتی قرار می گیرند چنانکه در فراخوان تجمع مردمی برای پاسداری از پیکر مومیایی رضاشاه، دو تن از شهروندان دستگیر شدند. پرسش ما این است که اگر یک حکومت، نخواهد نگهبان میراث تاریخی یک کشور باشد یا خودش عامل اساسی در تخریب آن باشد، سازمان یونسکو چه می کند؟ آیا سکوت می کند؟ که متأسفانه در قبال نابودی بخش مهمی از آثار تاریخی کشور ایران چنین بوده یا با تفسیر بهتر از اصول و وظایف خویش به اقدامات کارآمد دست می زند؟ باعث تأسف فراوان خواهد بود که این مسئله که دارای بازتاب فراوان اجتماعی در میام ملت ایران بوده، به حال خویش رها شود.

خانم دبیرکل؛ با توجه به تمام توضیحات یاد شده در سطور بالا، درخواست ما این است که سازمان یونسکو به عنوان نهاد تخصصی سازمان ملل متحد و با استناد به اسناد بین المللی ذی ربط و کمیسیون ملی یونسکو در تهران به پیگیری همه جانبه دست زند. انتظار داریم تا سازمان یونسکو از ظرفیت های گسترده خویش و استفاده از همکاری نهادهای دیگر سازمان ملل همچون شورای حقوق بشر و شورای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای شفاف سازی و پرسش از نمایندگان جمهوری اسلامی دست زند و به توصیه های غیر الزام آور اکتفا ننماید.
 
 
 
با احترام
شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست - تهران
21 اردیبهشت 1397