فرهنگ خودباوری و خودیاوری، تعاونی های سرمایه گذاری، مسؤولیت پذیری ملی – راه توسعه راستین ایرانیان
مهران یزدی
13 بهمن 1391

مقدمه:
دکتر ادگار شین، از مشاوران و استادان صاحب نام در زمینه فرهنگ و راهبری سازمان ها با سابقه ای 40 ساله، در کتاب به نام خود با نام "فرهنگ و راهبری سازمانی" که چاپ چهارم آن در سال 2010 میلادی بوده است، "فرهنگ" را اینگونه توصیف می نماید:

“ A pattern of shared basic assumptions,
learned by a group ,
as it has solved its problems of external adaptation and internal integration,
which has worked well enough to be considered valid and therefore,
to be taught to new members as the correct way to perceive, think and feel in relation to those prob-lems.”

“الگويي” (نقشي) از” پنداشت هاي بنيادين به اشتراك “ گذاشته شده (در ذهن ) ،
و آموخته شده توسط “گروهي” از افراد،
كه به واسطه حل "مشكلات" گروه در ارتباط با “سازگاري با محيط بيروني” و “انسجام (يك پارچگي) دروني” به وجود آمده و
به دليل “كارآمد” بودنش مورد وثوق جمع مي باشد؛
بنابراين به افراد تازه وارد نيز به عنوان راه درست درك كردن، انديشيدن و احساس كردن در رويارويي با مشكلات شان آموخته مي شود.”

دو دسته مشكلات اصلي در گروه ها عبارتند از:
1. بقا، رشد و سازگاري با محيط پيرامون
2. يك پارچگي و انسجام دروني كه به گروه اجازه كاركرد روزانه و قابليت يادگيري و پذيرش را مي دهد.


اگر این تعریف فرهنگ مورد توافق ما قرار گیرد می توانیم با مطالعه تاریخ کشورمان به این نتیجه برسیم که "الگوی به اشتراک گذاشته شده" غالب بر ما ایرانیان برخاسته از "مشکلات" ما ایرانیان در رابطه با نبود امنیت جانی، مالی، اقتصادی، روانی، سیاسی، دینی و اجتماعی است که ریشه در تاریخ کهن ما دارد. ما ایرانیان همیشه باید ترس ، نگرانی و تشویش از تنش های دوران اعم از جنگ های داخلی و خارجی و بحران ها و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می داشتیم که ریشه در پنداشت های بنیادین و الگوی ذهنی کسانی داشته که "سالار" بوده اند و در لباس فرمانروای سیاسی یا روحانی یا نظامی و غیره، حاکم بر سرنوشت ما. بیشینه این سالاران "خودی" بودند و برخاسته از درون همین جامعه و همین فرهنگ و تعدادی نیز غیرخودی و بیگانه.
ایرانیان از دیرباز تا به اکنون برای غلبه بر این مشکل "ناامنی" و قرار گرفتن در "حاشیه امنیت" اقدام به رفتارهای "خودمدارانه" نموده اند. به یاور من جامعه امروز ایران از نظر ماهیت فرهنگی یا به عبارتی ماهیت الگوی ذهنی به اشتراک گذاشته شده میان افرادشان به پنج گروه قابل تقسیم است:
گروه "سالاران" که پنداشت بنیادین آنها مبتنی بر این است که آنها بهتر از دیگران می فهمند و درک می کنند و برتر از دیگران می باشند. در نتیجه به دلیل قدرت راهبری و هدایت افراد و توانمندی های ذاتی از جمله شخصیت کاریزماتیک، خطر پذیری، شهامت، اراده و اشتیاق به قدرت طلبی و وجود جاه طلبی در ضمیر ناخودآگاه شان، تمام تلاششان در رأس قرار گرفتن و به دست گرفتن قدرت در آن گروه است. حال این گروه یک خانواده است یا یک بنگاه کسب و کار یا یک جامعه فرقی نمی کند. مهم این است که سالاران بر گروهی زیردست خود بتوانند فرمان برانند. هدف معمولأ وسیله را برای ایشان توجیه کرده و به زیر کشیدن یک سالار به هر وسیله ای هدف اصلی بوده است.
گروه "سالار پروران" که ویژگی رفتاریشان پیروی کورکورانه از سالاران، نان به نرخ روز خوری، چاپلوسی، زیر آب زنی، ترور شخصیت مخالف و از این قبیل بوده است.
گروه "سالار ستیزان" که ویژگی رفتاریشان ستیزه جویانه و براندازانه است و هر آنچه از سالار برخیزد حتی اگر در مواردی خوب و سازنده باشد، در نظر ایشان بد است و تنها هدفشان به زیر افکندن سالار به هر قیمتی است. در بسیاری موارد جایگزینی هم برایش ندارند و اگر هم در به زیر کشیدن سالار کامیاب شوند نمی دانند که نقش راهبری و هدایت را به کدامین فرد یا گروه یا ساختاری تفویض کنند. کارشکنی، حذف و ترور فیزیکی و شخصیتی سالاران و سالار پروران، جنایت، خیانت و خلاصه هر روشی هدف را توجیه می کند.
گروه دیگر "سالار گریزان" اند که ویژگی رفتاریشان دوری گزیدن ، مهاجرت، تارک دنیا شدن، خودزنی از طریق اعتیاد و غیره، خودکشی و از این قبیل است.
در نهایت افرادی هم هستند که شاید نادرست نباشد اگر ایشان را "خردمندان" بنامیم. کسانی که آموزه های فرمانروایان خردمندی چون کوروش و داریوش یا پیامبران دینی و بزرگان اجتماعی چون زرتشت، حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع)، فردوسی و سعدی را به عنوان الگوی ذهنی فردی خود برگزیده و پندار و گفتار و کردار خود را بر آن اساس طرح ریزی و پیاده سازی می نمایند، ولیکن در کمتر زمانی دیده شده یا شاید بدون اغراق بشود گفت که در هیچ زمانی دیده نشده که این خردمندان یک گروه قدرتمندی را تشکیل دهند و الگوی ذهنی خود را در قالب نهادهای مدنی و سیاسی در جامعه نهادینه کنند، به گونه ای که اگر تن بر خاک کشیدند و رفتند، "فرهنگ" نیز با رفتنشان از بین نرود و افراد آن جامعه توسط نهادها و راهبران شان بر اساس همان الگوی کامیاب که منجر به رفع مشکلات درونی و بیرونی افراد شده است، راه را ادامه دهند و به نسل بعدی نیز بیاموزند. این یعنی "فرهنگ سازی راستین".
ولی آنچه بر ما ایرانیان گذشته این بوده که حرکت های فردی خردمندان یا حرکت های گروهی یا فردی دیگر گروه ها در نهایت منجر به فرود یک سالار و فراز سالار دیگری شده است. و این همه به قیمت عقب ماندن کل ملت ایران از قافله توسعه همه جانبه و هر چه کوچک تر شدن کشور ایران. روندی که کماکان متأسفانه به شکل نگران کننده ای ادامه دارد... .
جامعه امروز ایران در کنار کاستی بسیار بزرگ و آسیب رسان فرهنگی، دارای توانمندی های زیر هم هست:
- وجود تعداد بیشماری خردمندان فرهیخته دردمند، دین مدار، انسان دوست و ایران دوست که در جای جای این کشور و حتی در بیرون مرزهای آن به شدت در اندیشه توسعه کشور و مردم به صورت کل هستند. منافع و مصالح یک گروه و دسته خاص را مد نظر قرار نمی دهند و منافع خود را در منافع کل می بینند. این ها در لباس و مقام و جایگاه و حتی سنین گوناگون در حال خدمت صادقانه به ملک و ملت اند و اگر چرخی هنوز می چرخد از اندیشه و اراده و دلسوزی و تلاش و حضور اثربخش ایشان است.
- وجود جوانان بسیار پر شور و پرشعور و با استعداد و پرانرژی که آمادگی یک دگرگونی ذهنی برای سازندگی و آبادانی و توسعه کشور را دارند و از هیچ تلاش و کوششی برای توسعه خود و استعدادهایشان و به کارگیری آنها برای توسعه جامعه شان فروگذاری نمی کنند.
- وجود سرمایه های مالی و دارایی های مردمی که از شدت وفور و سرگردانی و به دلیل کانالیزه نشدن به سوی کارآفرینی و تولید و دیگر سرمایه گذاری های توسعه زا، به سمت دلالی و سوداگری مخرب و خرید و فروش های کاذب و ویرانگر در ارز و طلا و قاچاق و غیره سرازیر گردیده اند و فساد و تورم ناشی از این رفتارهای اقتصادی صددرصد اشتباه و ویرانگر دامن گیر کل جامعه گردیده است. مصداق بر شاخه نشستن و از بن بریدن شاخه است. فراموش نکنیم که ناامنی جانی و مالی و بیماری های مهلک برای همه ایرانیان است و دارا و ندار نمی شناسد.
- وجود اندیشه ها و ایده های ناب و کمیاب نظری و کاربردی در همه حوزه ها که بستر دانش افزاری بسیار خوبی را برای توسعه به وجود آورده است.
- وجود اراده و خواست بیشینه جامعه برای رهایی از عقب ماندگی و سرخوردگی و بی هویتی و حرکتی پر قدرت به سمت ایران فردا. فردایی که در آن آرامش و آسایش پایدار و نه کوتاه مدت و دروغین و توخالی برای کل جامعه ایران و نه گروه و دسته ای خاص فراهم گردد. آینده ای که دیگر اربابان زر و زور و تزویر و دار و دسته شان در آن احساس ناامنی و ترس و تشویش نمایند و نه بیشینه مردم خردمند ایران. آینده ای که در آن یک ایرانی به ایرانی بودنش به دلیل کارکرد و نقشش در دنیای کنونی احساس سربلندی و غرور نماید و به دلیل کارکرد پیشینیانش. آینده ای که آیندگانش که فرزندان امروز ما باشند با امید و عشق و آرزو و انگیزه به شکوفایی خود و جامعه شان بیندیشند و بکوشند و به ورطه ستیز و گریز کشیده نشوند. فردایی که در آن فرهنگ ایرانی رهنمای دیگر جوامع، اندیشه ایرانی رهگشای دیگر انسان ها و فرآورده های ایرانی تأمین کننده نیازهای بشری باشند.
- وجود یک تاریخ کهن ملی و دینی که از غنای بالایی برخوردار است و بسیار آموزنده. وجود بزرگان ملی و دینی که اندیشه ها و کارکردشان می توانند الگوی بسیار خوبی برای ایرانیان امروز به شمار آید و از درون پندار و گفتار و کردارشان می توان ارزش های بنیادینی را بیرون کشید و در ذهن کاشت که ایرانیان امروز بیش از هر زمان دیگری به آنها نیازمند. تاریخ ما مانند کل تاریخ بشریت دو روی خیر و شر یا پلیدی و نیکی دارد. روی پلید آن، خونبار و اسفناک و سرشار از جنایت و خیانت و فساد و تباهی و فروپاشی اخلاقی و سیاسی و اقتصادی است و ننگ آور و روی سپید و نیک آن سرشار از انسان دوستی و معرفت و عشق به خدا و انسان و میهن. یافتن ریشه های پلیدی ها و پیامدهای دهشتناک آنها هم برای پلیدان و هم برای میهن و ملت و راز فراز و فرود حکومت ها و بقای ایرانیان در طول تاریخ همان چیزهایی هستند که می بایستی به عنوان درس تاریخ به پیشینیان و امروزیان می آموختیم که نیاموختیم. فرهنگ راستین و ناب و کهن ایرانی را پاس داشته و به فرهنگ راستین و سازنده ایران و ایرانی تبدیل می کردیم که نکردیم. به تاریخ برچسب سنتی بودن زدیم و با آن یا ستیزیدیم یا از ان گریختیم. این شد که گنج تاریخ در مدارس تبدیل شد به کلاس رنج و ابزاری در دست فرمانروایان این کشور برای هویت بخشیدن و مشروعیت بخشیدن به خود! حال آنکه داروی درمان ما در دست مادر تاریخ است!
- وجود سخت افزار های راهبردی و عملیاتی شامل زمین، ساختمان ها، ماشین آلات و تأسیسات و تجهیزات و بستر ارتباطات سخت افزاری و نرم افزاری مناسب.
- وجود موقعیت راهبردی ایران در منطقه و کل جهان که این کشور را از جذابیت ویژه ای هم برای مردم جوامع دیگر و هم برای دولتمردان کشورها برخوردار کرده است
- وجود ایرانیان توانمند و خردمند و دردمند در خارج از کشور که به مثابه یک پل ارتباطاتی مادی و معنوی برای اتصال مردم ایران به مردم کشورهای دیگر می توانند عمل کنند و با سرمایه های مادی و معنوی خود نیز می توانند نقش به سزایی در توسعه کشور ایفا نمایند.

باری، به باور من اگر جمع خردمندان جامعه کنونی ایران که یا در حال تلاش و کوشش فردیند یا خسته و درمانده به گوشه ای افتاده اند و در نهایت برای پرهیز از رفتارهای نابخردانه ۴ گروه دیگر در حاشیه جامعه قرار گرفته و اثرگذار نیستند، به گرد هم آیند و بدون چشم داشتی به پشتیبانی های دولتی و بدون درگیر نمودن خود در سیاسی کاری ها و جنگ های زرگری و مذاکرات و همایش ها و جلسات بی نتیجه و خسته کننده وکنش و واکنش های آسیب رسان دیگر گروه های نامبرده، نهادها و سازمان هایی قدرتمند و توانمند را بر پایه الگویی درست از پنداشت های بنیادین بنیان نهند به گونه ای که این نهادها نیازهای مادی و معنوی مردم را برآورده سازند و امنیت روانی، اقتصادی، اجتماعی و جانی را برایشان به ارمغان آورد، آنگاه می توان "دگرگونی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی" را با هم به ثمر رسانید.
به این شرط که این پنداشت های بنیادین که خردمندان در این نهادها به کار گرفته و به اشتراک می گذارند، گوهرهای ارزشمند و مشترک تمامی گنجینه های ارزشی دینی، ملی، انسانی و اخلاقی به شمار آیند و موجب "خودباوری" و ایجاد هویت انسانی – ایرانی با خمیرمایه قوی اخلاقی گردد که ایرانیان را از هر دین و مذهب و قوم و مکتبی به یکدیگر پیوند دهد و هم گرا سازد و از پراکندگی و واگرایی برهاند. گوهرهایی از جمله "خردورزی"، "انسان مداری"، "گفتگو و هم کنشی (تعامل) سازنده"، "پرهیز از سالارپروری" و "بسنده جویی".
سازمان های بنیاد گرفته بر این ارزش ها، اگر بر اصول و موازین "راهبری و مدیریت نوین و علمی" هدایت گردند، به طور یقین موجب کامیابی و اثربخشی و کارآیی و در نهایت خشنودی ذینفعان آنها در کل جامعه می گردند.
آنچه را که آوردم خود در طول 19 سال تجربه فردی خود در ایران به عنوان یک مدیر و مشاور در صنعت بخش خصوصی کشور چندین بار به اجرا درآورده و نتایج چشمگیر و معجزه آسای "دگرگونی فرهنگی" در برون رفت از بحران و توسعه سازمان ها را به چشم دیده ام. سازمان هایی با مشکلات فراوان و در آستانه ورشکستگی. با تبیین ارزش های نامبرده و زیرمجموعه های آنها و پایبندی عملی در تصمیم گیری ها و داوری ها و اقدامات سازمانی، همبستگی و هم افزایی لازم برای حرکت توسعه ای سازمان فراهم گردید و منابع محدود به بهترین شکل ممکن به سمت اهداف و راهبرد سوق داده شد.
این نشان می دهد که اجزاء روح نجیب ایرانی با ارزش های نیک و پاک انسانی و اخلاقی بسیار سازگار است و اگر پایبندی عملی و راستین راهبران را ببیند، کمال "خودیاوری" را برای پیشبرد آن گروه یا جامعه به سمت توسعه راستین که دست آوردش "آرامش و آسایش پایدار" برای کل جامعه است، از خود نشان می دهد.
به باور من ایرانیان به شدت تشنه یک جنبش سازندگی ملی به دور از رنگ ها و نیرنگ های سیاسی به رهبری خردمندان و بر پایه همین اندیشه خودباوری و خودیاوری می باشند که خواست و اراده شان برای رسیدن به جایگاهی شایسته و انسانی در میان جوامع دیگر را نمایان سازند. تبلور این جنبش می بایستی در سازمان های مردم نهاد با استفاده از ظرفیت ها بسیار خوب قانونی در کشور صورت پذیرد.
در موقعیت کنونی ایجاد یک بنگاه اقتصادی مردم نهاد با راهبری خردمندان فرهیخته، خوش نام، نیک سرشت، بادانش و باتجربه است که با تجمیع دیگر خردمندان جامعه و منابع و امکانات و ظرفیت های شان، هم موجب تحقق "اقتصاد مقاومتی" گردد و هم یک الگوی کامیاب برای توسعه فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی فراگیر د اثرگذار در جامعه ارائه دهد، بسیار سودمند است
از این رو پیشنهاد اینجانب بنیان گذاری یک "تعاونی سرمایه گذاری" است که در پایین به رسالت و چشم انداز و وظایف آن پرداخته ام.
برای درک بهتر از این تعاونی لازم دیدم ابتدا توضیحاتی کوتاه و سودمند در مورد تعاونی ها و تاریخچه و جایگاه آنها در ایران داده شود.

تعریف تعاونی در سی و یکمین کنگره اتحادیه بین المللی تعاونی ها در سال 1998:
"تعاونی اجتماعی مستقل از اشخاصی است که به منظور تأمین اهداف و نیازهای مشترک فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود از طریق اداره و نظارت دموکراتیک مؤسسه ای با مالکیت جمعی، با همدیگر به طور اختیاری توافق کرده اند."
نکته: "تعاونی بر اندیشه های بنیادی بشر همچون آزادی، عدالت، مساوات، برابری، دموکراسی، انصاف و ارزش هایی هم چون خودیاری، اتحاد و مسؤولیت پذیری استوار است."
نخستین شرکت تعاونی با سرمایه اندک و همت بلند 28 کارگر درمانده و فقیر بافندگی در شهر راچدیل انگلستان در سال 1844 با سرمایه 28 لیر تشکیل شد که در پایان آن سال تعداد اندامان به ۴۷ نفر و بعد از 10 سال به 900 نفر و سرمایه 7000 لیر رسید.

اصول تعاونی راچدیل عبارت بودند از:
- عضویت اختیاری و آزاد
- نظارت جمعی و دموکراتیک ( هر عضو یک رأی)
- محدودیت سود سرمایه
- تقسیم سود بر مبنای معاملات عضو با تعاونی و تقسیم آن به نسبت خرید
- بی طرفی در مسایل سیاسی و مذهبی
- معاملات نقدی
- بالا بردن سطح دانش اندامان (اعضاء) و کارکنان تعاونی.


اصول جهانی تعاون که در اساسنامه کلیه تعاونی های دنیا موجودند :
- عضویت اختیاری و آزاد
- کنترل دموکراتیک اندامان
- مشارکت اقتصادی اندامان
- استقلال و عدم وابستگی
- آموزش، کارآموزی و اطلاع رسانی
- همکاری بین تعاونی ها
- توجه به جامعه.

نخستین تعاونی در ایران در سال 1314 از طرف اداره فلاحت در شهر گرمسار تأسیس گردید. نخستین قانون تعاونی در ایران در سال 1350 در 25 فصل و 149 ماده به تصویب رسید.
تا قبل از انقلاب بیش از 3000 تعاونی روستایی در چهارچوب قانون اصلاحات ارضی تأسیس گردیدند.

در قانون اساسی کنونی کشورمان "تعاونی" به دلیل اهمیت ویژه آن در دین اسلام به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد در کنار بخش دولتی و خصوصی منظور گردیده است.در سال1362 لایحه قانون جدیدی برای تحقق اهداف تعاونی ها به مجلس ارائه گردید که پس از افت وخیز فراوان در سال 1370 به تصویب و در سال 1377 پاره ای مواد و تبصره ها به دلیل نارسایی مورد بازنگری قرار گرفتند.

اهداف "تعاونی ها" در نظام جمهوری اسلامی ایران:
۱- ایجاد و تأمین شرایط کار برای همه جهت دست یابی به اشتغال کامل۲- قرار دادن وسایل کار در اختیار کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند
۳- پیشگیری از تداول و تمرکز ثروت در دست افراد و گروه های خاص با هدف تحقق عدالت اجتماعی
۴- جلوگیری از کارفرمای مطلق شدن دولت
۵-قرار گرفتن مدیریت و سرمایه و منافع کار در دست نیروی کارو تشویق بهره بردی از کار خود
۶- پیشگیری از احتکار، فساد، تورم، انحصار و اضرار به غیر
۷-توسعه و تحکیم مشارکت و تعاون بین عمومی بین همه مردم.

تاکنون بیش از 6000 تعاونی با عضویت بیش از 10 میلیون نفر در ایران به ثبت رسیده اند.

طرح تعاونی سرمایه گذاری خودباوران و خودیاوران ایران:
رسالت تعاونی سرمایه گذاری خودباوران و خودیاوران ایران:
"ایجاد و توسعه یک جامعه کوچک نوین با فرهنگی نوین از طریق به اشتراک گذاردن یک الگوی ذهنی نوین از پنداشت ها و ارزش های بنیادین انسانی، دینی، ملی و جهانی میان اندامان این تعاونی که با تحقق و تجلی این الگو در قالب نهادها و سازمان های اقتصادی و اجتماعی که با بهره گیری از توانمندی ها، امکانات و منابع مادی و معنوی اندامان ایجاد می گردند، نیازمندی های مادی و معنوی اندامان برآورده و مشکلات، ترس ها و نگرانی های ایشان در ارتباط با عدم امنیت اقتصادی، اجتماعی، روانی و جسمی برطرف می گردد."
" این جامعه کوچک نوین می بایستی بتواند به عنوان یک الگوی کامیاب "توسعه" برای توسعه همه جانبه کل جامعه ایرانیان مورد بهره برداری حاکمیت و نیز آحاد مردم قرار گیرد و مبنای توسعه همه جانبه جامعه ایران به شمار آید."

چشم انداز:
تعاونی باید بتواند در سه ماهه نخست با 100 نفر و سرمایه 100 میلیون تومان آغاز به کار کند و تا پایان سال نخست ده هزار نفر اندام کنش گر و اثرگذار داشته باشد که با سرمایه گذاری سرانه یک میلیون تومانی یعنی با سرمایه ده میلیارد تومانی اقدام به سرمایه گذاری بر اساس مطالعات صورت گرفته نماید. این رقم باید هر سال به صورت تصاعدی رشد کرده و در پایان سال دهم به یک میلیون نفر برسد. تعدادی در خور یک جامعه کوچک نوین و اثرگذار در سطح کشور.

ویژگی های این تعاونی:
- وظیفه این تعاونی بسیج استعدادها، تجربه ها و توانمندی های مادی ومعنوی اندامان این تعاونی از طریق "شراکت" و هدایت شان به سمت "مشارکت"، "فرصت یابی" برای سرمایه گذاری و "فرصت سازی" یکسان برای اندامان به منظور دست یابی ایشان به "خودشکوفایی"، "توانمند سازی" ( به معنای امکان دست یابی اندامان به یک زندگی شرافتمندانه و متناسب با شأن و منزلت انسانی و افزایش حق و اختیار انتخاب در حوزه های واقعی) و "قدرتمندسازی" ( به معنای گسترش دارایی و توانایی اندامان در احقاق حقوق خود و اثرگذاری بر نهادهایی می باشد که بر زندگی آنها اثر می گذارند) می باشد. در این راستا "آموزش" یک نقش کلیدی و بنیادین خواهد داشت، به ویژه "آموزش مهارت های زندگی و مدیریتی"، که ارائه آن تا حد ممکن برای اندامان رایگان خواهد بود.
- اندامان تعاونی نباید فقط "شراکت" داشته باشند بلکه باید از منابع و توان و امکانات مادی و معنوی خود به ویژه روابط اجتماعی، دانش و تجربه، زمان و انرژی برای "مشارکت" سازنده در درون سازمان برای دست یابی به رسالت و چشم انداز و اهداف سازمان استفاده نمایند. "مشارکت" فرآیندی است که در آن اندامان در سیاست گذاری، تعیین اولویت ها، نظارت و کنترل، تخصیص منابع و از این قبیل در قالب مجمع عمومی تأثیر می گذارند.
- این تعاونی با گردآوردن سرمایه های سرگردان مردمی و هدایت آنها به سوی تولید کالا و خدمات سودآور موجب کارآفرینی انسانی و اثربخش و کارآ می گردد که همه ذینفعان آن شامل سهامداران (یعنی اندامان این تعاونی)، مشتریان (باز هم در وهله اول اندامان این تعاونی و سپس آحاد جامعه)، کارکنان (باز هم در وهله اول اندامان این تعاونی یا خانواده درجه یک ایشان و سپس دیگر کارجویان شایسته کشور)، پیمانکاران( باز در وهله اول اندامان این تعاونی) و در نهایت نهادهای دولتی و حکومتی از خشنودی کامل برخوردار خواهند شد. دلیل این خشنودی تفاوت شگرف در کیفیت کالا و خدمات و قیمت به دلیل فرهنگ و راهبری و مدیریت متفاوت در این سازمان ها با سازمان های متداول می باشد.
- این تعاونی می تواند به عنوان یک نهاد مردمی با دیگر نهادهای بین المللی مردمی دیگر کشورها و نهادهای جهانی ارتباطات سازنده در جهت پیوند ملت ها و برقراری صلح جهانی و حل مشکلات جهانی از جمله گرمایش زمین و محیط زیست به عمل آورده و حتی الگویی بسیار کامیاب و اثرگذار برای جنبش های مردمی از جمله جنبش وال استریت و غیره به شمار آید. این تعاونی و نهادهای زیرمجموعه اش امکان فراهم کردن فضای گفتگو میان تمدن ها و فرهنگ ها را داشته و ما می توانیم دیگر بار پرچمدار یک جنبش فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نوین در جهان باشیم.
- یکی از نقش های به سزای این تعاونی ایفای نقش ملی در جهت ایجاد هم بستگی و انسجام ملی در زمان بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و هدایت رفتار اجتماعی و اقتصادی مردم و منابع و شرایط به سوی حفظ امنیت و ثبات و توازن در جامعه است.
- این تعاونی می تواند علاوه بر ایفای نقش ضربه گیری در بحران ها ( به ویژه تحریم موجود)، نقش سازنده ای درجهت اعمال دگرگونی در قوانین و مقررات و سازمان ها در تعامل و گفتگو با سه قوه ایفا کند و اثرگذاری ملی و میهنی مثبت و سودمند داشته باشد.
- منشور و اساسنامه تعاونی نه تنها شامل موارد حقوقی و سازمانی بلکه شامل اصول ارزشی از جمله "خردورزی"، "انسان مداری"، "گفتگو و هم کنشی سازنده"، "پرهیز از سالارپروری" و "بسنده جویی" و نیز پیروی از اصول "راهبری و مدیریت نوین و علمی" می باشد.
- اندامان این تعاونی باید علاوه بر ادای سوگند به منشور و اساسنامه تعاونی برای ورود، پایبندی خود را به صورت عملی و رفتاری هم در درون سازمان و در بیرون از سازمان و در جامعه نشان دهند.
- تا حد امکان سود تعاونی بین اندامان تعاونی بازتوزیع نخواهد شد، بلکه برای سرمایه گذاری های دیگر در زمینه حل مشکلات ویژه اجتماعی و اقتصادی که کمتر سرمایه گذاری به دلیل پرریسک یا زودبازده نبودنش می رود، صرف خواهد شد، از جمله کارآفرینی برای مجرمان و معلولین، ونیز ایجاد سازمان های خدماتی مردمی از جمله خدمات بهداشتی، درمان، بیمه، گردشگری، آموزش و پرورش در همه مقاطع، تفریحی و دیگر خدماتی که افراد یک جامعه به آن نیاز دارند.
- اندامان این تعاونی و خانواده درجه یک شان از تخفیفات ویژه و اولویت در برخورداری از فرآورده ها (کالا یا خدمات) بهره مند خواهند شد. در مواردی که امکان پذیر باشد پاره ای خدمات نیز رایگان خواهند بود. از جمله خدمات مشاوره رایگان برای امور حقوقی، خانوادگی و از این قبیل.
- بهره مندی اصلی اندامان در ارتباط با کیفیت پایدار خدمات و رعایت مشتری مداری راستین و شکل گیری اعتماد کامل به کالاها و خدمات می باشد.
- علاوه بر این اندامان از مزیت حضور در یک شبکه اجتماعی بسیار قوی و قدرتمند برخوردار خواهند شد. این بدین معناست که "رابطه" سازنده میان اندامان این تعاونی و دیگر نیک سرشتان خردمند و فرهیخته درون جامعه که اندامی از سازمان نیستند ولی آگاه به رسالت و ارزش ها و دست آوردهای این تعاونی و پشتیبان تحقق آرمان آن می باشند و در جایگاه و مقام ارزشمند و اثرگذاری می باشند، می تواند منجر به ایجاد یک سپر دفاعی در برابر فساد و ستم و تبعیض برخاسته از اربابان زر و زور و تزویر به حساب آید و علاوه بر ایجاد امنیت روانی و اجتماعی و اقتصادی، جایگاه اجتماعی، اعتبار و منزلت ویژه ای را برای اندامان سازمان به ارمغان آورد که بسیار برای هر انسانی ارزشمند و گواراست.
- اندامان این فرصت را خواهند داشت که در قالب همایش ها و یا گردهم آیی ها و جشن ها، از امکانات موجود و فضای فراهم شده بدون هیچ هزینه ای در جهت ارائه اندیشه ها، نظرات و ایده های خود بهره برند و در جهت شکوفایی استعدادهای خود گام بردارند.
- هم چنین اندامان می توانند در نشریات، مناظره های علمی و عمومی، برنامه های فرهنگی و اجتماعی شرکت و مشارکت داشته و استعدادهای خود را عرضه نمایند. یک ویژگی مهم تعاونی برای صاحبان ایده های ارزشمند سرمایه گذاری ایجاد فضای امن از نظر مالکیت معنوی ایده ها و دیگر سرمایه های معنوی مردم می باشد. با توجه به نبود قانون مالکیت معنوی و حق کپی برداری و رخداد موارد بسیاری از سوء استفاده از طرح های کسب و کار در ادارات و بانک ها و غیره، این اعتماد موجب سرازیر شدن طرح ها و ایده های سرمایه گذاری به تعاونی خواهند شد.
- اندامان هم چنین با رعایت ارزش ها و اصول فرهنگ و راهبری و مدیریت سازمانی مورد نظر این تعاونی در محیط کار شخصی خود و دریافت گواهینامه "شایستگی" از این تعاونی، نسبت به ارائه فرآورده های خود به اندامان این تعاونی مجاز می گردند و از تقاضای این جامعه برای عرضه هر چه بیشتر و بهتر فرآورده های خود بهره مند می گردند. یک چنین گواهینامه ای می تواند برای دیگر افراد جامعه نیز نشانه شایستگی و اعتماد به شمار آمده و موجب رونق کار این اندامان گردد.
- جریان اطلاعات از رأس هرم سازمان به کلیه اندامان بسیار شفاف، به موقع، آگاه کننده، درست و تصمیم ساز خواهد بود. اندامان در جریان کامل تصمیم گیری های کلیدی قرار خواهند گرفت و در زمان لازم بر پایه این اطلاعات نقش مشارکتی خود را ایفا خواهند نمود.-
- اندامان این تعاونی باید در طی یک دوره زمانی تعیین شده با طی دوره های آموزشی تعیین شده، نسبت به دگرگونی پنداشت های بنیادین درون ذهن خود و در نتیجه دگرگونی در عادات و رفتارهای خود به یک "هویت" فردی و اجتماعی جدیدی دست یابند و در جامعه به عنوان یک خودباور و خودیاور ایرانی یک الگوی رفتاری شایسته ای را از خود ارائه نمایند که سرمشق و نمونه برای دیگر افراد باشد.
- اندامان غیر کنش گر و منفعل و یا ناپایبند به مفاد منشور و اساس نامه و دیگر مصوبات الزامی طی یک فرآیند تعیین شده و شفاف بازپروری گردیده و در صورت بی نتیجه ماندن آن اخراج می گردند.
- اخراج از چنین سازمانی می تواند موجب از بین رفتن اعتبار و خدشه دار شدن آبروی افراد گردد که این امر مهم ترین عامل بازدارنده افراد از گرایش به رفتارهای آسیب رسان و ایفای نقش منفی و سوء استفاده از شرایط ویژه خواهد بود.
- طرد شدن پیمانکاران طرف قرارداد با این تعاونی و یا سازمان های زیرمجموعه اش می تواند پیامدهای مشابه داشته باشد.

این موارد ویژگی هایی بودند که به نظر من رسیده اند. ولی این تعاونی می تواند ویژگی های برتر دیگری نیز داشته باشد که در عمل خود را نشان دهند.
باری، دست یابی به یک چنین نهادی نیازمند یک اراده و خواست و اشتیاق ملی برای رهایی از ناهنجاری های دوران است که ما ایرانیان در نهایت هم قربانی آنها هستیم و هم سازنده آنها!
بی تفاوتی در برابر آنچه بر ما می گذارد می تواند بزرگترین گناه ما باشد. دست روی دست گذاشتن و تلاش فردی برای نجات خود و یا حتی دیگران سودی در درازمدت ندارد. راه رهایی ما ایرانیان از عقب ماندگی و درجازدگی، نه در کوله پشتی سربازان خارجی و نه در دست سیاست مداران بیگانه است و نه در دست دولتمردان داخلی به تنهایی.
به باور من، نجات جامعه ایران نیاز به یک "جنبش غیرسیاسی مدنی" و یک عزم و اراده ملی برای رهیدن از درجازدگی در یک قالب فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تبلور آن در نهادهای مدنی دارد. همه این ها درکنار هم می تواند به برون رفت از عقب ماندگی و آغاز یک توسعه پایدار و دست یابی جامعه ایران به آرامش و آسایش پایدار ایرانیان منجر گردد. وگرنه بوده اند افراد بسیار زیادی در طول تاریخ که یک تنه در برابر این جریان قوی ویرانگر فرهنگی ایستاده اند وخواسته اند با توسعه سیاسی یا اقتصادی موجبات رشد اقتصادی و رفاه و سعادت ایرانیان را فراهم کنند. غافل از اینکه رشد اقتصادی با توسعه اقتصادی تفاوتی بس شگرف دارد و جایگاه فرهنگ در توسعه اقتصادی جایگاهی بس کلیدی است. ( رجوع کنید به کتاب استراتژی های رشد و توسعه اقتصادی از جناب دکتر محمد قلی یوسفی، نشر نی).
توسعه چین با جنبش کشاورزان چینی و اقدام خودسرانه و البته در آن زمان غیرقانونی آنها در خصوصی سازی اراضی میان خود و فروش کالاهای خود به صورت بازار سیاه به صورت مستقیم کلید خورد. آنها تاوان سنگینی برای این جنبش ضد کمونیستی پرداختند ولیکن در پایان دولت کمونیست اقتدارگرا را وادار به پذیرش دگرگونی در نگرش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نمودند و شد آنچه که اکنون می بینید.
به عبارتی اصلاحات خردمندانه و مسالمت آمیز از پایین به بالا و از مردم به حکومت می تواند اثرگذار و پایدار باشد. ولی تجربه اصلاحات از بالا به پایین آن هم با ابزار زور و قهر حکومتی مانند نمونه روسیه توسعه راستین را به ارمغان نمی آورد و حرکت های داخل جامعه بسیار پرفراز و نشیب، شکننده و ناپایدارخواهند بود و موجبات شادی و خشنودی و افزایش کیفیت زندگی انسان ها را فراهم نمی کنند، حتی اگر با رشد اقتصادی روبرو باشد.
گنج رهایی از رنج ما ایرانیان نه در دل خاک است و نه در پهنه افلاک، بلکه در ذهن پاک و تابناک و دل بی باک خود ما ایرانیان نهفته است.
امید است اندیشه "خودباوری و خودیاوری" و "تعاونی سرمایه گذاری" مربوطه مورد استقبال خردمندان جامعه قرار گرفته و بتوانیم هر چه زودتر برای تحقق این تعاونی گردهم آییم و با هم اندیشی و همکاری به طرحریزی و مهندسی اجرایی این طرح بپردازیم و گام ها و اقدامات عملیاتی را با اراده و عزمی راسخ برداریم. به امید روزی که شرمنده و سرافکنده در برابر نسل آینده ایران زمین قرار نگیریم و راه رستگاری و نیک بختی راستین را هم اکنون بر آنها هموار سازیم.

 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : دوشنبه 22 دي 1399