رای کبود به حکومت در یک فراخوان ملی
منوچهر یزدی
6 اردیبهشت 1393

پس از یک سلسله تبلیغات دامنه دار دولتی و رسانه ای به ویژه تلویزیونی و تقاضاهای مکرر مقامات حکومتی از مردم  در باره پرهیز از ثبت نام  برای دریافت یارانه بالاخره نماینده دولت اقدام  به اعتراف دردناکی کرد و آن اعلام ثبت نام بیش از هفتاد و سه میلیون نفر به منظور اخذ یارانه ...!!

 

خبر تکان دهنده است. خبر از یک طوفانی است که در راه می باشد و متاسفانه مقامات دولتی از درک آن عاجزند و همین عجز ها بوده که مردم را به این سو کشانیده است ... به سوی "نه" گفتن آرام.   

 "نه" به برنامه های حکومت  و  "نه" به اقتصاد فرمایشی که در بی سابقه ترین وضعیت، کشور را با تورم بی توقف مواجه ساخته است. تورمی که از آغازین روزهای انقلاب تا امروز بدون لحظه ای درنگ رو به رشد بوده و سرمایه های ملی و ثروت عمومی  را آرام آرام به کام پوچی و نیستی برده است. به راستی امری کاملا بی سابقه در جهان . در هیچ نقطه جهان سراغ ندارید که با وجود منابع سر شار گاز و نفت این گونه جامعه به سوی فقر و فساد و تبعیض سوق داده شود. در هیچ جای جهان سراغ ندارید که  طی سه دهه،  نظام اقتصادی آن چنان فرو بپاشد که بیش از 50 در صد مردم زیر خط فقر قرار بگیرند. در هیچ جای جهان سابقه ندارد که پس از سی سال، اکثریت قریب به اتفاق جامعه آن چنان از پای در آیند که در یک فراخوان اقتصادی  به دولت بر گزیده اش "نه" بگوید. بدیهی است که این "نه" به دولت نیست، به نظامی است که نتوانسته از سرمایه های ملی پاسداری کند. این اولین "نه" نیست؛ قبلا هم مردم به هنگام توزیع سبد کالا پیامشان را به سمع و نظر حکومت رسانیده بودند ولی همه از کنار آن پیام گذشتند و تجاهل کردند و دم فرو بستند تا اینک که مردم ایران یک بار دیگر  با سبک و سیاق خودشان آرام و شرافتمندانه و بدون خشونت ولی قاطع و برنده آخرین پیام را ابلاغ کردند و به فساد مالی دولت ها، فقدان مدیریت ها، حیف و میل ها، بی اعتنایی ها، دروغگویی ها و دست درازی به سفره خالی آنان  "نه" گفتند.

 

آنچه که هفته گذشته روی داد برای حکومتی که از شنیدن نظریه های متفاوت طفره می رود و به یک سو نگری مفتخر است باید عبرت آموز باشد و دست از پافشاری بر ایده های رویایی و غیر علمی بر دارد  زیرا این یک رفراندوم ملی بود و نتیجه آن  بس دردناک و خطرناک است.  نظر خواهی اخیر دولت و نتیجه ای که از آن حاصل شد ما را به دو برداشت هدایت می کند:

1-  اگر فرض بر این باشد که 73 میلیون نفر کسانی که برای دریافت یارانه ثبت نام کردند به راستی نیازمند هستند و دروغ نگفته اند. در این صورت باید پذیرفت طبقه متوسط که طبقه ای سازنده و تاثیر گذار در روند توسعه جامعه است به کلی فرو پاشیده و جای خودش را به طبقه ای فقیر و نیازمند سپرده است. در این حالت مرگ غم انگیز طبقه متوسط جامعه را باید اعلام کرد. زیرا بر اساس تمامی نظریات اقتصادی و سیاسی هنگامی که طبقه متوسط در طبقه فقیر ادغام گردد دیگر آن جامعه به پایان راه رسیده است و باید زنگ ها را به صدا در آورد زیرا طوفان در راه است و لاجرم مصلحت آن است که همه دولتمردان و کارگزاران حکومتی با صدای بلند به ناکارآمدی ادعاهای خود معترف گردند و از پیشگاه ملت ایران پوزش بخواهند و کشور را به مدیران لایق و میهن پرست باز گردانند.

2– اگر فرض بر این باشد از 73 میلیون نفری که ثبت نام کرده اند نیمی نیازمند باشند پس نیمی دیگر تقاضای دولت را جدی نگرفته و بر توصیه های دولت راجع به منافع ملی وقعی ننهاده اند، در این صورت حدود چهل میلیون نفر منافع فردی را بر منافع ملی ترجیح داده اند که در واقع باید پذیرفت تلاش های سی و پنج ساله حکومت برای نفی همبستگی ملی و وحدت همگانی و عشق به ایران و ملی گرایی به نتیجه رسیده و احساس مسئولیت ملی و احترام به منافع و مصالح ملی در مدار صفر درجه  قرار گرفته است. باید اذعان کرد که حضور مردم در محافل مذهبی و تظاهرات خیابانی فریبی بیش نبوده و مردم همان راهی را رفته اند که دولت ها در سی و پنج سال گذشته طی کرده اند،  یعنی توسل به دروغ و ریا تا اموراتشان بگذرد!! در چنین شرایطی دیگر نمی توان بر نیروهای مردمی تکیه کرد و باید این وضعیت را قرمز اعلام کرد، زیرا به خوبی می توان فاصله بین مردم زمان جنگ و ایثار آن نسل را با نسل امروزی که از 45 هزار تومان در ماه نمی گذرد مقایسه کرد. بدون تردید به این پاسخ دردناک می رسیم که اکثر مردم نه تنها فقیر شده اند بلکه باورها و اعتقاداتشان را  نیز به حکومت و سیاست هایش از دست داده اند.

 

به نظر می رسد تاریخ دارد تکرار می شود... تاریخ حمله برادران افغان به اصفهان پایتخت پر جلال و شکوه شاه سلطان حسین را می گویم. مردم وقتی شنیدند به اصفهان حمله شده به پای پنجره هایشان آمدند و فروپاشی خیمه قدرت را دیدند و سپس پنجره ها را بستند و رفتند خوابیدند.

 حال سوال اینست که با حضور چنین مردمی در صحنه چگونه می توان دم از اقتصاد مقاومتی زد و یا به عزم ملی و جهاد مدیریتی دل بست؟ به یقین این آمار نشان می دهد که جامعه حاضر به هیچ گونه گذشتی برای عبور از بحران نیست. مردم به جای همراهی با دولت دست به مقاومت زده اند. این بدان معناست که حکومت نفهیده در کجا حاکم است، ندانسته ایران کجاست و نمی داند ایرانی کیست. صادقا نه بگویم در این نظر خواهی هوشمندانه  حکومت رای کبود  دریافت کرد ه است. این ملت با فریاد خاموش خود  به صحنه آمد ولی این بار نه برای هم آوایی با دولت بلکه آمد تا پند بزرگی به مسئولان دهد... اینک باید مسئولان از خواب خوش بیدار شوند و رای کبود را بر دیده نهند و تمامی سیاست های گذشته خود را تجدید نظر نمایند، اما  اگر تن دادن به این دگرگونی برایشان مقدور نیست برای رضای خدا به خا نه ها و مساجدشان باز گردند و کشور را به میهن پرستان و عاشقان این آب و خاک واگذارند. ایران قابلیت ققنوس شدن را دارد...!

 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
پاینده ایران. ضمن سپاس از سرور یزدی. شخصا فکر می کنم گرفتن این مبلغ چندرغاز در برابر ده برابر شدن قیمت ها حق مسلم همه ی این 73 میلیون نفر است. حتی اگر به هیچ کس هم یارانه ندهند بازهم قادر به عبور از این بحران نخواهند بود. اخیرا آقای محسن رنانی سخنرانی جالبی در بنیاد باران داشتند که در آن به طور دقیق و شفاف استدلال کردند که خروج از این بحران اقتصادی با ابزارهای معمول اقتصاد و اقداماتی که دولت انجام می دهد به هیچ وجه ممکن نیست
سیاوش رهایی
محسن رنانی : «در بعد اقتصادی، یک مساله این است که با سیاست‌های مرسوم اقتصادی، امکان تحرک اقتصاد ایران وجود ندارد. یعنی نمی‌دانم چرا همچنان، مشاوران اقتصادی دولت آقای روحانی، تلاش دارند که از طریق ابزارهای مرسوم اقتصادی، وضعیت رکود کنونی را مدیریت کنند یا خارج کنند. ابزارهای مرسوم مربوط به شرایط مرسوم است. مثلا قواعد رانندگی مربوط به وقتی است که شرایط خیابان‌های شهر عادی است. اما اگر خیابانهای شهر را سیل گرفته باشد که دیگر نمی‌شود با اعمال قواعد معمول رانندگی، تردد شهر را سازمان داد. باید راه‌های تازه‌ای یافت. من الان نمی‌دانم چرا مقامات اقتصادی کشور گمان می‌کنند با اجرا فاز دوم هدفمندی، به روشهای مرسوم مثلا با جمع کردن نقدینگی می‌توانند تورم را کنترل کنند. من نمی‌فهمم چه استدلالی پشت این قضیه است. در شرایط عادی اقتصادی می‌توان تورم را با جمع‌آوری نقدینگی کنترل کرد. الان ما در شرایط عادی نیستیم. نخست این که دیگر ابزارهای موثری برای جمع‌آوری نقدینگی نداریم و دوم این که اگر شما نقدینگی را جمع‌آوری کنید، به رکود دامن می‌زنید. و سوم این که اگر مقداری از نقدینگی را هم جمع‌آوری کنید، تورم الزاما کنترل نمی‌شود.»
سیاوش رهایی
محسن رنانی : «مساله بعد اینکه اقتصاد امروز ایران گرفتار رکود تورمی است. ما اکنون با عمیق‌ترین دوران رکود تورمی تاریخ‌مان روبه‌رو هستیم. چهل سال است در ایران تورم دو رقمی داریم. جز یک سال، به نظرم در دوره دولت آقای مهندس موسوی. در کل ۴۰ سال گذشته، از سال ۵۲ تا کنون، تورم در ایران دو رقمی بوده است. یعنی تنها کشور دنیا هستیم که ۴۰ سال مداوم تورم دو رقمی داشته است. کینز، اقتصاددان بزرگ قرن بیستم می‌گوید اگر می‌خواهید ملتی را نابود کنید، بهترین ابزار، خاموش‌ترین ابزار و کم هزینه‌ترین ابزار، کاهش بلند مدت ارزش پول ملی آنهاست. همه بنیانهای اجتماعی و اقتصادی آنها را می‌توانید از این طریق نابود کنید. اگر ما امروز در خیلی از حوزه‌ها به مرز تکینگی رسیده‌ایم، ریشه‌های تاریخی دارد. منتها مدیریت نامناسب سالهای اخیر، این را تشدید کرده است. مسائل دیگری نظیر بحران بدهی‌های معوقه بخش خصوصی و بخش دولتی به بانکها؛ تعهد پرداخت یارانه نقدی که خودش از یک سو عامل تشدید کسری بودجه شده است، مساله مسکن مهر و حجم ۱۵۰ هزار میلیارد تومانی کسری سرمایه‌ای که برای تکمیل آنها لازم است؛ و دهها مساله ریز و درشت دیگر از این دست همه و همه دست به دست هم داده‌اند و اقتصاد را به سوی بحران می‌رانند.»
سیاوش رهایی
محسن رنانی : «بنابراین دولت آقای روحانی، به نوعی در حوزه اقتصاد آچمز است. از یک طرف نقدینگی قابل جمع کردن نیست؛ از طرف دیگر دولت با کسری بودجه عظیم روبه‌روست. برای تامین کسری بودجه اگر بخواهد پول منتشر کند، تورم را شعله‌ور می‌کند، نظام بانکی هم نمی‌تواند کمکش کند، یعنی منابع مازادی ندارد که به دولت قرض بدهد. در عین حال واقع خود نظام بانکی هم با حجم عظیم بدهی های معوقه بدهکار و ورشکسته است. وام خارجی هم نمی‌تواند بگیرد. در شرایط امروز ما سرمایه خارجی هم نمی‌آید. ممکن است در چهار حوزه که خارج از حوزه سرزمینی است مثلا در پارس جنوبی، برخی شرکت‌های خارجی با گرفتن امتیازهای کلان بیایند سرمایه‌گذاری کنند، ولی در داخل سرزمین، این که بیایند و در بخش‌های مختلف اقتصادی سرمایه‌گذاری کنند، نه چنین نیست و سرمایه خارجی نمی‌آید.»
سیاوش رهایی
محسن رنانی : «دقت کنیم که علم اقتصاد برای حالت اطمینان یا ریسک طراحی شده است. علم اقتصاد برای وضعیت‌هایی که کل اقتصاد و فعالین با یک عدم اطمینان شدید و سراسری و بلندمدت روبه‌رو هستند طراحی نشده است. بنابراین سیاست‌های اقتصادی مرسوم که از علم اقتصاد می‌گیریم فقط در شرایط عادی که حداکثر ما با ریسک روبه رو هستیم کاربرد دارد. نه در شرایط عدم اطمینان مطلق یا عدم اطمینان بلند مدت. این که دولت حجم پول را بالا ببرد یا وام بدهد تا اشتغال بالا برود، یا نرخ ارز خارجی را بالا ببرد تا صادرات بالا برود، اینها برای شرایط اطمینان یا ریسکی است. در اقتصادی که پر از عدم اطمینان مزمن است، تئوریهای اقتصاد جواب نمی‌دهد. علم اقتصاد برای تحلیل رفتار فعال اقتصادی عقلانی است. فعال اقتصادی عقلانی، فقط در فضای اطمینان یا ریسک می‌تواند عقلانی تصمیم بگیرد و عمل کند نه در فضای عدم اطمینان. پس علم اقتصاد، برای امروز اقتصاد ایران خیلی راهکاری ندارد و دستانش بسته است. ما نمی‌توانیم با ابزارهای معمول اقتصادی، اقتصاد ایران را هدایت کنیم مگر اینکه اقتصاد ایران را از عدم اطمینان خارج کنیم. امروز، اقتصاد ایران در عدم اطمینان است و دولت روحانی هم نمی‌تواند خارجش کند. کل نظام سیاسی باید به این جمع‌بندی برسد که باید عزم کند و رفتارش را عقلانی و قابل پیش‌بینی و قانونمند کند تا اقتصاد ایران را از عدم اطمینان خارج کند.»
سیاوش رهایی
خوشحالم که مردم به حکومت نه گفتند.
پیمان
بسیار بجا گفتید.شاید این آخرین نه مردم به این سیستم فاسد باشد.اگرگوش شنوایی باشد.
مرتضی صدریان
فوق العاده بود استاد ...
دکتر موسوی
با سپاس از مقاله خوبتان . این بزگترین و صریح ترین (نه) به حاکمیت در طول این 36 سال بود.
کسری
..."آنچه به جايي نرسد فرياد است" با سپاس از سرور گرامي،هرچند شايد اين "نه" ملت ايران را حاكميت ناديده بگيرد،ولي به گفته برتولد برشت:"آنكه ميخندد هنوز خبر هولناك را نشنيده است"
جمال حسن زاده اصل
رفتار اجتماعی امروز ملت بزرگ ایران در رابطه با یارانه ها باری دیگر نشان داد که این ملت درک و شعور اجتماعی بسیار بالایی دارند و بامردم قبیله ای منطقه تومنی خدا تومان فرق دارند .در واقع این حجم از ثبت نام و بی توجهی به درخواست دولت در پاسخ به جریان های اطلاعاتی ( اینتر نت و فیس بوک و وایبر )در دسترس مردم بوده است. واکنش جامعه مدنی به درخواست عدم ثبت نام با حواله دولت دروغگویان به درآمد میلیاردی بازیکنان فوتبال، اختلاس های میلیاردی و…. از یک طرف و تبلیغات غیر اصولی حاکمیت ملایان از سوی دیگر همراه می شود و این، جریان ضد انصراف از یارانه را پدید آورد. لطیفه های ساخته شده در رابطه با این موضوع یک واکنش سازمان یافته نبود و در واقع نه کار ما پان ایرانیستها بود و نه کار هر جریان سیاسی دیگه ، بلکه نوعی اعتراض به وضعیت نامناسب اقتصادی و رانت خواری ها و فساد های اقتصادی در سطح کلان بودکه خود مردم خوش سلیقه میساختند. از طرف دیگر تبلیغات غیر اصولی دولت که توهین به سطح شعور مردم بود هم یک جو مقابله جویانه ای را شکل داد و اوج این تبلیغات هم زمانی بود که نوبخت توی تلویزیون رژیم اومد و مردم رو تهدید کرد که یا بدبخت هستین که باید اعتراف کنین ( مرتیکه نگفت چه کسی شمار رو بعد از 35 سال تاراژپول نفت بدبخت کرد )و یا اگه دروغ بگین چنین و چنان میکنیم در واقع هیچکس در این نظام سراسر فساد و دروغ صلاحیت این رو نداشت که به صورت شفاف در رابطه با ماحصل این انصراف ها سخن بگوید و در فضای بی اعتمادی حاکم بر جامعه، به عامه مردم، دلیل قانع کننده ای برای انصراف از یارانه ارائه دهد. مسلماً اکتفا به مواد قانونی مثل الزام دولت به صرف ده هزار میلیارد تومان در بخش تولید و یا ۸۰۰ میلیارد تومان در بخش سلامت، مردمی را که سالهاست شاهد چپاول پول نفت و معادن و شیلات و... بوده اند را اقناع نخواهد کرد. به نظر می آید، در صورت صحبت حسن کلید ساز با مردم، در رابطه با اهمیت و دلایل انصراف از یارانه، نخست این آقای کلید به دست و آن آقای بدون دست باید شهامت بیان شکست را داشته باشد و بعد هم با شجاعت کشور را به صاحبانش بازگرداند
آرش جهانشاهی
با تشکر از نشر آراء اقتصادی استاد محسن رنانی، از مدیریت سایت درخواست میشود نسبت به انتشار اندیشه های تخصصی و فکورانه در حوزه های اجتماعی و اقتصادی مبتلای ایران تلاش بیشتری نمایند.
    
 
کلمات کلیدی :    یارانه    ثبت نام یارانه    سبد کالا    دولت یازدهم    رای کبود    حکومت    منوچهر یزدی    حزب پان ایرانیست
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : دوشنبه 13 فروردين 1403