سخنان مهندس شهرام یزدی در همایش 28 امرداد

همایش 28 امرداد روز یکشنبه 31 مرداد ماه 89 در محل دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست – پایگاه سیاوش – برگزار گردید. در این برنامه که با حضور اندامان حزبی، میهن پرستان و اهالی پژوهش همراه بود، مهندس شهرام یزدی با ارایه شواهد، به نقد و رد ادعای نقش بیگانگان در وقوع این رویداد مهم تاریخ معاصر پرداخت. 

شهرام یزدی نخست بگونه اجمالی – با توجه به بحران جنگ سرد - به حساسیت شرایط سیاسی آن دوره از خاور دور تا خاورمیانه و اروپای شرقی و ... اشاره کردند که با توجه به این شرایط، نفت از اهمیت راهبردی بیشتری برخوردار گردید.
 
از نگاه ایشان سیاست ملی شدن صنعت نفت، دنباله سیاست ضد استعماری ملت ایران بود که نمودهای بارز آن انقلاب مشروطه در دوره قاجار و کودتای رضاشاه برای برقراری احیای مشروطیت و حرکت به سمت استقلال سیاسی می باشد.
 
از سویی درباره این نهضت، از نظر حقوقی اصطلاح ملی شدن موضوعیت ندارد چرا که عواید نفت به مصرف عموم می رسید. اما مشکل آنجا بود که انگلستان سهم ایران را به درستی نمی پرداخت و در مسایل داخلی دخالت می کرد و حقوق پرسنل پرداخت نمی شد و همچنین مدیریت ایران اعمال نمی گشت.
 
اهداف نهضت نیز عبارت بودند از: افزایش سهم ایران، خروج انگلستان از صحنه سیاسی، کاهش نقش انگلیس در مدیریت نفت و تأمین امنیت ایران در برابر نفوذ خارجی که با توجه به محقق نشدن این اهداف، نهضت شکست خورد.
 
مهندس شهرام یزدی امکانات موجود برای مبارزه را رونق کشاورزی، صنعت، ارتش، روحانیت و مجلس برشمردند و توضیح دادند:
 
در آن دوره کشاورزی و صنعت با رکود روبرو شد. ارتش دچار چند دستگی (وفاداران شاه، مصدقی، توده ای) شد؛ روحانیت به عنوان مشت پرتوان پشتیبان نهضت به حاشیه رانده شد و مجلس شانزدهم بدست مصدق از انتفاع افتاد و مجلس هفدهم با نیمی از تعداد قانونی نمایندگان برپا شد، بگونه ای که در بسیاری از مناطق ایران انتخابات برگزار نگردید و نهایتاً همین مجلس هم بدست مصدق منحل شد.
 
ایشان در ادامه به نمونه هایی از حمایتهای همه جانبه شاه از مصدق اشاره کردند، از جمله آنکه وقتی از طرح اوراق قرضه به ویژه از سوی بازاریان استقبال نشد، شخص محمدرضا شاه از بزرگترین خریداران شد، هر چند که این طرح در مرحله نخست شکست خورد و رویهم رفته مصدق در مدت 2 سال و 8 ماه صدارت به شکست کامل دچار شد.
 
در این میان ارتش پس از آنکه دریافت حزب توده سازماندهی گسترده ای را ترتیب داده، در پی جلب حمایت صرفاً سیاسی آمریکا برآمد تا از حمله شوروی در پشتیبانی از حزب توده پیشگیری کند.
 
آنچه مایه افزایش نگرانی ها گردید مراسم سالگرد 30 تیر بود که صبح آن روز جبهه ملی در میدان بهارستان راهپیمایی کرد و حزب توده بعد از ظهر که کفه تراز به گونه چشمگیری به سمت توده ای ها سنگینی می کرد.
 
ارتش در پی واکنش به شرایط موجود برمی آید و شاه پس از آگاهی از آنکه عملیات از سوی نیروهای هوادارش صورت می گیرد در 22 امرداد موافقت می کند.
 
در خصوص شائبه دخالت آمریکا و انگلیس نیز سرور شهرام یزدی با ارایه مستندات روشن کردند که اساساً سرویس های امنیتی این کشورها از اطلاعات کافی برای هرگونه برنامه ریزی بی بهره بودند و در نتیجه امکان تأثیر گذاری نداشتند.
 
سرانجام شاه طی فرمانی قانونی، در نبود مجلس شخصاً تصمیم به عزل مصدق و نصب زاهدی می گیرد و از آنجا که حتی قوه قهریه نیز در عملی شدن فرمان قانونی شاه ناکام می شود، شاه بدون درخواست از ارتش برای مقاومت، کشور را به قصد بغداد و سپس رم ترک می کند.
 
در 27 امرداد تهران بدست توده ای ها می افتد و مجسمه های شاه پایین کشیده می شود و بجای شعارهای جبهه ملی، شعارهای حزب توده در خیابانها فریاد زده می شود.
 
در این میان افسران جزء ارتش و شهربانی به گونه خودجوش تظاهرکنندگان حمله کرده و 600 تن از مرتبطین حزب توده دستگیر می شوند.
 
از آنجا که افدام شاه کاملاً قانونی بود از نظر قانونی توجیهی برای مخالفت نبود، در روز 28 امرداد نیز بسیاری از افسران ناسیونالیست هوادار مصدق، اقدام به حمایت از شاه می کنند و رویهم رفته بجز تهران، در هیچ شهر دیگری حمایتی از مصدق نمی شود؛ اگرچه در مشهد و اصفهان شاهد حمایت ناچیزی از مصدق صورت می گیرد، اما برای نمونه در خوزستان که قلب نهضت بود هیچ دفاعی دیده نمی شود.
 
مهندس شهرام یزدی توضیح دادند که آنچه در 27 و 28 امرداد روی داد، بر پایه قراین، گام به گام و بصورت لحظه ای مدیریت می شد و برنامه مدون و از پیش طرح ریزی شده ای در دست نبود.
 
بر پایه آنچه از گزارشهای عوامل سی.آی.ای و ام.آی.سیکس و سفیران آمریکا و انگلیس بدست آمده اساساً دولتهای آمریکا و انگلیس از اطلاعات کافی برای ارایه هر طرح کودتایی بی بهره بودند و از سویی انچه که حتی در نظر داشتند به گونه ای با ناکامی روبرو شده بود که امکان هرگونه اقدامی را برای چند هفته از دست داده بودند.
 
تنها تحلیل سی.آی.ای این بوده که ظاهراً میان نیروها درگیری شکل گرفته و در پی این تحلیل تنها دستوری که صادر می گردد خروج عوامل آمریکا از ایران است.
 
فردای این رویداد نیز سفیر شوروی در تهران از شدت سنگینی شکست دست به خودکشی می زند.
 
سخنان ایشان با این نتیجه که اساساً طبق قانون اساسی مشروطه در نبود مجلس عزل و نصب نخست وزیر بر عهده شخص شاه می باشد و بر این پایه کودتایی رخ نداده و تنها یک عزل و نصب قانونی بوده، به پایان رسید.